header

سنت پژوهش در علوم دینی/ جشنواره علامه حلی اصفهان

خلاصه خبر :
آیت الله علیدوست در اختتامیه ششمین جشنواره علامه حلی اصفهان به سخنرانی و إهدای جوایز پرداختند

بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السّلام علی رسول الله و علی آله آل الله الذّین بهم فتح الله وبهم یختم الله و لعنة الله علی اعداِئهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.
امام صادق ع خطاب به مفضل فرمودند:
اُكْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَكَ فِي إِخْوَانِكَ فَإِنْ مِتَّ فَأَوْرِثْ كُتُبَكَ‏ بَنِيكَ فَإِنَّهُ يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ‏ زَمَانُ هَرْجٍ لاَ يَأْنَسُونَ فِيهِ إِلاَّ بِكُتُبِهِمْ‏

بنويس و علمت را در ميان برادران دینی خود منتشر ساز و چون مرگت رسيد آنها را به پسرانت ميراث ده زيرا براى مردم، زمان فتنه و آشوب ميرسد كه آن هنگام جز با كتاب انس نگيرند. (اصول کافی ، ج 1،ص ۱۵۳)
خداوند را شاکرم که توفیق حضور در اختتامیه ششمین جشنواره علامه حلی در استان اصفهان را نصیب فرمود.

از پیام وزین و کاربردی مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مظاهری مدظله، بهره‌مند شدیم و از حضور آیت الله طباطبایی نماینده مقام معظم رهبری در استان اصفهان، امام جمعه محترم و مدیر حوزه علمیه اصفهان تشکر می کنم و به تمامی دست اندرکاران برگزاری این جشنواره وزین دست مریزاد گفته و مزید توفیق ایشان را از خداوند منان آرزومندم.

از جانب خداوند منان دو فرمان متوجه عالمان دین شده است، یکی آموزش و فراگیری علوم دین است و دیگر پژوهش در این عرصه ها است .

عالمان دین در حوزه های علمیه در بعد آموزش، مجاهدت های بسیار و جانفشانی‌های فروان کردند و این جهت را شکوفا کردند و بستری فراهم آوردند که از آن عالمان بسیاری به وجود آمدند. برخی از این مصادیق را در مقدمه کتاب فقه و عقل آورده‌ام. 
اما در بعد پژوهش  علیرغم تلاش های صورت گرفته، به قامت آموزش نتوانسته‌ایم، ظاهر شویم  و ظرفیت های زیادی که می توانست به میراث ما افزوده شود از دست رفت، به عنوان نمونه به ماجرای ذیل توجه بفرمایید:

مرحوم آیت الله سید محسن حکیم قدس سره در حاشیه بر کفایه (حقائق الاصول) می نویسد: یکی از بزرگان می گوید: روزی به منزل آخوندملا فتح علی سلطان آبادی رفته بودم. آن روز‚ علمای بزرگی هم چون سید اسماعیل صدر‚ حاجی نوری صاحب مستدرک و... با من همراه بودند. آخوند‚ آیه وَ اعْلَمُوا أَنَّ فیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطیعُکُمْ فی‏ کَثیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإیمانَ وَ زَیَّنَهُ فی‏ قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ أُولئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ (حجرات، آیه 7) را تلاوت کرده و آن گاه به شرح و تفسیر آن پرداخت. حاضرین گفتند: قبل از توضیحات شما‚ این معنی را درک نکرده بودیم. آنان روز دوم نیز در جلسه قرآن آخوند حضور یافتند و ایشان تفسیر تازه ای برای آنان بیان کرد. بزرگان حاضر‚ باز هم تعجب کرده و شگفت زده شدند. روز سوم همچنین سخن تازه ای استماع کردند و تا حدود سی روز می آمدند و هر روز معنای جدیدی از آیه مذکور یاد می گرفتند که قبلا نمی دانستند .

البته از این که مرحوم حکیم ماجرا را به صورت مرسل نقل می کند، ما کمی گلایه داریم که چرا باید این وقایع مهم را به صورت مرسل نقل کنیم و خودمان به اتقان سندی آن لطمه وارد کنیم اما بنده در آخرین دیداری که با استادم مرحوم آیت الله ستوده داشتم از ایشان پرسیدیم که مراد مرحوم حکیم از یکی از بزرگان کیست؟ ایشان فرمودند من همین پرسش را در قالب نامه ای از مرحوم حکیم پرسیدم و ایشان در پاسخ برای بنده نوشتند، مراد مرحوم محقق نائینی (ره) است. 

در این واقعه توجه بفرمایید، افرادی که در این جلسه شرکت کردند همگی از اعاظم و بزرگان بوده اند  با این وجود تفاسیر نوینی که ملافتحعلی بیان می کرد برای چنین برزگانی تازگی داشته و آنان را به توقف یکماه در کربلا وا داشته است، با وجود اینکه این حقایق جاری شد، اما متاسفانه هیچ یک از آن مطالب، ثبت و ضبط نشده است و ما از آن تراث محروم شدیم. 

سنت رفتاری و گفتاری ائمه  حکایتی جز این دارد: گفته شده وقتی عبیدالله حلبی کتاب خود را نوشت، و آن را خدمت امام صادق(ع) آورد، حضرت فرمودند: «أتری لهؤلاء مثل هذا؟»  (آیا مدعیان مخالف اهل بیت توانسته اند مانند این کتاب را به منصه ظهور برسانند؟) رجال‏النجاشی ص  ۲۳۱.

یونس بن عبدالرحمن می گوید: بخشی از کتاب های امام باقر ع در کوفه  و همه آثار اصحاب امام صادق ع را جمع کردم و به خدمت امام رضا ع بردم و از حضرت خواستم آنها را کنترل کند.

این چنین بود که ائمه ع پژوهش آن زمان را پالایش و کنترل می کردند بر پایه همین سنت گفتاری و رفتاری بود که امام صادق ع به مفضل فرمود: اُكْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَكَ فِي إِخْوَانِكَ فَإِنْ مِتَّ فَأَوْرِثْ كُتُبَكَ‏ بَنِيكَ فَإِنَّهُ يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ‏ زَمَانُ هَرْجٍ لاَ يَأْنَسُونَ فِيهِ إِلاَّ بِكُتُبِهِمْ‏ (اصول کافی ، ج 1،ص ۱۵۳)

این سنت اثر خود را گذاشت و ما در تاریخِ عالمانِ دین، مصادیق آن را می توانیم رصد کنیم:
نجاشی به نقل حکایتی می پردازد که در مجلس سید رضی رحمه الله و در محضر شیخ مفیدرحمه الله از ابو الحسین بن مهلوس علوی شنیده است. وی از ابو الحسین سوسنجردی (از بزرگان اصحاب امامی مذهب و از متکلمان صالح و شایسته است و کتابی در امامت تالیف کرده و به آن کتاب شهرت یافته است و پنجاه بار با پای پیاده به زیارت خانه ی خدا مشرف شده بود) روایت می کند که گفت:
بعد از زیارت امام هشتم علی بن موسی الرضا علیمها السلام به بلخ نزد ابو القاسم بلخی رفتم تا با او مراوده و گفتگویی داشته باشم. او مرا می شناخت، همراه من کتاب ابی جعفر بن قبه در امامت همان کتاب معروف به «الانصاف » بود; ابو القاسم بلخی آن را گرفت مطالعه کرد و نقدی به نام «المسترشد فی الامامة » بر آن نوشت. در بازگشتم از بلخ به ری کتاب بلخی را بر ابن قبه عرضه کردم وی بر آن نقضی به نام «المستثبت فی الامامة » نوشت به من داد، آن را برای ابو القاسم بلخی بردم مطالعه کرد، وی ردی به نام «نقض المستثبت » بر آن تالیف کرده به من داد، آن را به ری آوردم تا بر ابن قبه عرضه کنم لکن او از دنیا رفته بود (رجال النجاشی، ص 376). 

نمونه دیگر اینکه : وقتی سید مرتضی کتاب الشافی را نوشت، مورد توجه علمای اسلام واقع شده و خود سید مرتضی نیز در سایر کتاب‌هایش مثل تنزیه الأنبیاء به آن ارجاع و استناد کرده است. شیخ طوسی این کتاب را تلخیص و آن را  تلخیص الشافی نام نهاد و ابو الحسین بصری در نقض بر آن نقض الشافی و ابو یعلی سلار بن عبد العزیز در نقض بر این، النقض علی النقض را تألیف نموده‌اند و همه در حال حیات  سید مرتضی بوده است.

اما عصر کنونی ما، همان عصری هرجی است که امام صادق ع از آن یاد کردند، عصر امواج ضلالی است که بر اساس آمار چند سال گذشته 80 مدار تلوزیونی، 100ماهواره و 17661 شبکه امواج ضلالت را بر گستره این کره خاکی پخش می کنند، این عصر، عصر تنازع بقاست، بازارمسگرهایی است که هرکس بلند تر بکوبد، صدای او راحت تر به گوش می رسد، از  ظرفیت های این عصر در سرعت شکوفایی استعدادها و سرعت در تبادل اطلاعات باید بهره بری کامل برد.
کارها باید به سامان و استوار و متقن باشد پیامبر خاتم ص می فرمایند: إذا عمل أحدكم عملا فليتقنه. هر كس كارى ميكند بايد آن را متقن انجام دهد. (نهج الفصاحه، ح221). حضرت ختمی مرتبت ص در کفن و دفن سعد بن معاذ بر همین گفتمان تاکید می کنند:

عن ابی عبداللّه علیه السلام قال: اتی رسول اللّه فقیل له ان سعد بن معاذ قد مات، فقام رسول اللّه و قام معه اصحابه معه، فأمر یغسل سعد و هو قائم علی عضادة الباب، فلما ان حنّط و كفّن و حمل علی سریره تبعه رسول اللّه بلا حذاء و لا رداء، ثم كان یأخذ یمنة السریر مرة و یسرة السریر مرة حتی انتهی به الی القبر، فنزل رسول اللّه صلی الله علیه و آله حتی لحّده و سوّی اللّبن علیه و جعل یقول ناولونی حجراً، فاولونی تراباً رطباً یسدّ به مابین اللّبن، فلما ان فرغ و حثا التراب علیه و سوّی قبره قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله: انی لاعلم انه سیبلی و یصل البلی الیه.

ان اللّه یحب عبداً اذا عمل عملاً احكمه:
ولكن اللّه یحب عبداً اذا عمل عملاً احكمه، فلما ان سوّی التربة علیه قالت ام سعد: یا سعد، هنیئاً لك الجنة.

چون سعد بن معاذ درگذشت و پیکرش را به لب قبر آوردند، آن حضرت به درون قبر رفت و پیوسته می گفت: «سنگ بدهید، گِل بدهید» تا این که درز خشت ها را پر کرد و قبر را هموار ساخت. چنین می نماید که پیامبر، آن قدر قبر را خوب درست کرد که اصحاب در شگفت شدند که چرا این همه محکم کاری در ساختن یک قبر! پس آن حضرت فرمود: می دانم که به زودی فرسوده می شود و می پوسد؛ امّا خداوند، بنده ای را دوست دارد که چون کاری انجام می دهد، آن را درست (استوار) انجام دهد. (وسائل الشّیعة، شیخ حُرّ عاملی، تحقیق: مؤسّسة آل البیت، ج3، ص230. در همین منبع (ص229)، رفتار مشابهی از پیامبر، مربوط به هنگام دفن فرزندش ابراهیم، نقل شده است.)
بر این اساس به  برخی معیارهای پژوهش متقن  اشاره می کنیم:

1. مورد احتیاج و به روز و پاسخگوی شبهه باشد.

بزرگان دین همواره براساس دعوت ائمه ع و برخاسته از غیرت دینی به پژوهش های نو در اسرع وقت اقدام می کردند.

مرحوم سید محمد امین در پاسخ به این شبهه که امامیه عالم ندارد اعیان الشیعه را در 33 جلد منتشر کرد.

مرحوم آقا بزرگ تهرانی در پاسخ به این شبهه که شیعه کتاب ندارد الذریعه را در 40 جلد نگاشت.
مرحوم علامه امینی در پاسخ به شبهه معنای ولایت در خطبه غدیر، کتاب الغدیر در 20 جلد را به رشته تحریر در آورد.

مرحوم علامه طباطبایی با نگاشت تفسیری جدید و روشمند در کتاب 20جلدی المیزان پاسخی دیگر بر توانایی شیعه در تفسیر نگاری دادند.

2. پژوهش باید گامی به جلو باشد.

برخی بر این باوردند که دانش هرچه داشته است گذشتگان آن را درنوردیده و برای آیندگان چیزی جز تکرار دریافت های  گذشتگان باقی نمانده است. این اندیشه بسیار خطرناک است و باید دانست که پرونده علمی هیچ مساله ای از دانش بسته شدنی نیست و دانش حقیقتی غیرمتناهی است. یکی از مصادیق روشن گام به جلو مرحوم علامه حلی است. همانطور که می دانید علامه حلی متوفای 726،  خواهر زاده مرحوم محقق حلی صاحب شرایع متوفای 676است. علامه حلی 12000 هزار فرع فقهی که در کتاب شرایع وجود داشت را در تذکرة الفقها به حدود 50000فرع فقهی می رساند یعنی تمام آنچه را که در دنیای آن روز مورد نیاز بوده را می پردازد و این گامی بلند به جلو بود.

3. متخذ از تراث باشد.

پژوهش باید با تکیه بر تراث و آثار گذشتگان باشد، ما باید این میراث را ارزش بدانیم و از ره آورد آن برای پیشرفت استفاده کنیم، این میراث به آسانی به دست ما نرسیده است که به آسانی از آن عبور کنیم، برخی که عذرشان، جهلشان است، بی مهابا بر میراث گذشتگان می تازند و آن را به ثمن بخس می فروشند و این خطری بزرگ است. البته نباید همه چیز را هم در گذشته دید و از پژوهش های روز غافل ماند، معاصران ما در مسائلی پانصد صفحه نوشتته اند که گذشتگان پنج خط درباره آن مساله سخن گفته اند، از پیشینه باید بهره برد و بر پسینه باید اثر گذاشت.

4. رعایت ادب و انصاف 

از هرکتابی که مطلبی را گرفته ایم از همان فرد نقل کنیم، چرا از معاصران بهره نبریم، به عنوان نمونه دیدگاه منطقه الفراغ از مرحوم صدر رضوان الله علیه نقل شده که در جای خود سخن دقیقی است، اما از معاصران اشکال های متعددی بر آن گرفته شده است، اما در پژوهش جدید همه این تلاش ها ندید گرفته می شود، چرا، نباید حجاب معاصرت ما را فراگیرد، این  دور از انصاف است. 
رعایت ادب به طور دقیق از بایسته های پژوهش است در پژوهش عصبانیت جا ندارد، باید در کمال آرامش به تفکر نشست. مطلبی را از محققی می بینید و البته با جست و جوی بیشتر آن را از گذشتگان نیز می یابید این خلاف ادب است که سریعا فرد متاخر را به سرقت علمی متهم کنیم، این حقیقت را بدون این پیرایه ها نیز می‌توان گزارش کرد.

برای تولید اثر باید با نثر فاخر و محتوایی فخیم و همه جانبه به پژوهش پرداخت و سر آخر آنچه رنگ الاهی و صبغة الله به پژوهش می دهد، اخلاص است، اخلاص که در همه مراحل باید نیت برای حضرت حق تعالی، صاف کنیم.