header

فقه و مقاصد شریعت

خلاصه خبر :
فقه و مقاصد شریعت
موضوع: فقه و مقاصد شریعت
زمان: 14 بهمن 1398
بسم الله الرحمن الرحیم 
اضربوا بعض الرای ببعض یتلوا بعض الثواب، تبریک عرض می کنم، دهه مبارک فجر را. انشاالله اگر بحثی هم انجام می دهیم در راستای پر کردن خلعها و حفره های تئوریکی باشد که در مسیر نظام جمهوری اسلامی وجود دارد عنوان بحث هست ارائه تکمیلی و پاسخ به اشکالات به نظریه مقاصد الشریعه گرچه من خودم هم گفتم حدود بیست دقیقه ولی خیلی سخت است اما دوست دارم خیلی حداقل خلاف وقت اعلام شده عمل نکنم که بیشتر از اشکالات شما بهره ببرم من اینجا که نگاه می کنم ده تا نکته را فقط در حد عنوان یادداشت کردم که اشاره کنم منتها شماره نمی زنم که دیگه حواس ها نرود در شماره یک دو سه چهار، اما اگر کسی بخواهد مدیریت کند ده تا نکته است، اولین نکته این است که من نم یدانم که بانی این کار خیر کی بوده یا چه کسانی بودند اما اگر هر کسی بوده بسیار مبارک و مبارکی بود گرچه من هم مثل جناب رهنمایی کفایت مذاکرات می دهم پیشنهاد کفایت مذاکرات را می دهم اما کار آغاز خوبی بود ممکن است که برای بنده که باحث هستم فرایند باشد و مسیر باشد، اما برای شما فضلای جوان مسیر با سین است و یک فرایند است که روی این مسئله کار بشود اما در حد جلسات فکر می کنمخ کفایت می کند نکته دیگر در کنار هر کار علمی که همه اش برکات هست گاهی هم یک نا پختگی هم صورت می گیرد جلسه قبل که من بودم مستحضر شدید که بحث ها گفته شد و بعد یکی از جوان ها مطالبی را بیان کرد که در واقع یک نوع انحراف بود در بحث من چون من باید از خودم دفاع کنم ولو خیلی مختصر نکاتی در آنجا عرض که فقط در این حد که صحبت قبل را مقایسه کنید با آن نقدهایی که شد همین کفایت می کند.
و اما مطلب سوم فکر می کنم اگر قبل از این جلسات من این مطلب را باید خیلی معطل بشوم که توضیح بدهم الان که ما فرضمان این است که شما همه جلسات یا عمده جلسات را بودید می دانید که بحث مقاصد و نظریه مقاصد و مخالف این نظریه، روی بعضی از قرائات نزاع خیلی عمیق است، یادتان باشد از آن اصطلاحات ما کسانی که مقاصد بسندند و کسانی که نص بسندند، نصوص به طور اتمیک و موردی و فارغ از اینکه مقصد شارع چیست؟ تا آنهایی که می گویند نه نصوص الان تخت بند زمان و مکان شده است و ما فقط باید دنبال مقاصد باشیم، به قول یکی از آنها در معاملات یک لاتظلمون و یک لا تظلمون و دیگر تمام است خب خیلی عمیق است اما مطابق برخی از قرائات اینطور نیست یعنی اگر کسی مقاصدی باشد اما بگوید مقاصد باید با محوریت نص باشد، و مقاصد در تفسیر نصوص مبین احکام استفاده بشه که ما در فقه فردی و غیر دولت این را می گوییم دیگر، مطلبی که هم در فقه و مصلحت هست و هم در مقاله فقه و مقاصد شریعت خب این طبیعتاً فاصله اش با مخالفان مقاصد کم می شود نمی گوییم به صفر می رسد ولی خیلی کم می شود. پس قرائت هایی که در مقاصد وجود دارد و مخالفان مقاصد مختلف هست روی بعضی از نزاع ها عمیق است و روی بعضی از نزاع ها کمتر است نمی گوییم به صفر می رسد نکته چهارم این است که بحث مقاصد تصور نکنید فقط برای ماست یک بحث جهانی است فیلسوفان حقوق و از غیر مسلمان ها و غیر اسلام این بحث را دارند آنجا تعبیر می کنند کشاکش قانون با روح قانون با مقصد قانون که اگر مایل بودید با همین عنوان در فقه و مصلحت ببینید یک وقت تصور نکنیم این یک نزاعی است بین عالمان شیعه یا عالمان اسلام نه یک بحث جهانی است البته در بین ما هم ما فکر می کنیم همینطور هستیم نکته دیگر که من نگاه می کنم می شود نکته پنجم استفاده از مقاصد در فقه شیعه فضلا، بی سابقه نیست، اما نهادینه هم نیست، یعنی کسی بگوید که نه اصلاً فقهای ما از مقاصد استفاده نکردند خب حسن ظن اقتضا می کن مطالعه کامل نکرده، اما این هم که بگه مقاصد را به عنوان یک نهاد پذیرفتند و یک مشی ثابتی دارند نه، شما در آثار محقق اصفهانی مرحوم امام خمینی صاحب عروه، مرحوم آقای حکمی، آقای صدر، حضرت آقای سیستانی، صاحب جواهر، شهید اول، استفاده از مقاصد را می بینید ولی آیا به وطر نهادیه و تعریف شده نه، اگر خواستید یک مورد را آدرس را بدهم جلد نه مستمسک عروة الوثقی، ص370 را ببینید وقتی که صاحب عروه در بحث زکات از مقاصد استفاده می کند تا جریان بخشش زکات را زیر سوال ببرد که حالا توضیح می دهم چی بوده که صاحب عروه این را می گوید، ایشان می گوید که این مطلب فی الجمله فی بعض الموارد قابل قبول است، خب آقای حکیم بزرگوار این فی الجمله فی بعض الموارد کی، کجا، چه طوری؟ رها می کند یا مرحوم امام خمنینی از کسانی است که در بحث حیل ربا، از مقاصد استفاده می کند حتی روات را متهم می کنند که اینها ظاهراً صراف بودند که میخواستند یک جوری درست کنند قضیه حیل را، ولی ایشان در مقابل محقق اصفهانی در یک جای دیگر در بحث خیر غبن که از مقاصد استفاده می کند میگوید نه خیر حرف شیخ درست است، این می رساند که حتی یک فقیه، حالا یکدفعه فقها را یک مجموعه حساب می کنیم، یکدفعه حتی یک فقیه را انگشت می گذاریم آن صحبتی که من دارم روش شناسی فقه امام خمینی نمی دانم توی سایت خودم هست یا نیست، قاعدتاً می توانید در فضای مجازی پیدا کرد آنجا می توانید ملاحظه کرد پس استفاده از نصوص مبین مقاصد در فقه شیعه بی سابقه نیست ولی نهادینه هم نیست این حاصل چند ده ساعت چند صد ساعت تحقیقی که آدم بهش می رسد حالا راه ههم باز است شما مطالعه کنید، گفتم آنچه برای ما برایند و نتیجه است برای شما باید فرایند باشد، مسیر باشد. نکته پنجم یا ششم، ششم، ببینید مقاصد لیست قلمبتاً، آخه دیدیم در بعضی از صحبت ها، در قبال علل و حکم و حتی در برخی از ابر قاعدها، می دانید مقاصد کثیراً ما در همان علل و حکم خرد می شود، مثلا ًوقتی امام در صحیحه حلبی، حالا اگر اشتباه نکنم، یک لحظه شک کردم، ولی روایت صحیح است می گوید کسی در ضحام کشته شد دیه اش را باید بیت المال بدهد لان دم مسلم لا یذهب هدرا، در روایت عبید بن زراره می فرمایند، حق ؟؟؟ مسلم، آنجا دمم هم نیست خب بحث از حفاظت خون، حفاظت دم، یا معادل دم از مقاصد است دیگر، اما آماده در یک غالب نص معلل قرار گرفته، لذا چه علل و حکمی که منصوص باشه، یا احیاناً مستنبط باشد، به عبارت دیگر مقاصد قسیم مفهومی علل و احکام هست یعنی تباین مفهومی دارد اما تبین مصداقی ندارد، این را بلد هستید دیگر، ما در مفاهیم یا تساوی داریم یا تباین، گاهی در پایان نامه ها نه استادش دقت می کند نه شاگردش می گوید بین این دو تا مفهوم عام و خاص من وجه است، عام وخاص مطلق ندارد، یا تساوی، یا تباین، انسان ضاحک، تساوی مصداقی دارند، نه تساوی مفهومی و هکذا انسان و حیوان عام و خاص مطلق مصداقی هستند، ولذا اینکه می گویند اینها قسیم مفهوم هستند ولی قسیم مصادقی نیستند با توجه به این قسیم منطقی است.
نکته هفتم، نگاه مقاصدی و غیر مقاصدی، ببینید نگفتم بهم نزدیک می شوند ولی یکی نمی شوند، من بگذارید پنج شش تا شش هفت تا مثال بزنم یک جوری باید سر وقت تمام کنم، یک فتوایی یک زمانی از آقای خویی منتشر شد در عراق، که اگر دخترانی که می خواهند حجاب را رعایت کنند، دوست دارند مد روز باشد زمان صدام و اینها بود، آیا می شود کلاه گیس سرشان بکنند، ولی مویشان را بپوشانند همین بحثی که الان هم ما هفته گذشته در شیراز با اهالی سینما داشتیم همین بحث را مطرح می کردند که ما بیاییم در فیلم چون اینها یک مشکلی که مطرح می کنند این است می گویند ما فیلم می سازیم طرف توی خونه سر سفره نشسته با روسری نتشسته، خب این تصنعی است دیگر، حالا بعضاً  هم شاید بهانه می کنند که ما آنجا گفتیم یک برادر شوهر بکارید در فیلم، برادر شوهر نامحرم است دیگر، همه چیز حل میشه، آیا میشه، مثلاً کلاه گیس بگذاریم، یا گردن را یک مقداری باز بگذارد، و یک روغنی ژله ای چیزی پوست نباشد دیگر، ایشان فتوا داد، البته نه بحث گردن و اینها روی کلاه گیس ایشان فتوا داد دوستان ببینید کجاست این فتوا و آثار بدی داشت، وخیلی آثار بدی داشت یک مقدار هم در نجف حساسیت ایجاد کرد ببینید اگر کسی واقعاً بگوید خب ما دلیلی که داریم زنی مویش را بگذارد بیرون، خب این که بیرون نگذاشته ولی بجای اینکه بکند لای روسری یا لای چادر کرده لای کلاه گیس، هم مد روز است چه بسا یک موی خوشکلی هم بخرد و موهای مجعدش هم بکند لای اون دیگه، ببینید، این بحث، آیا ما می توانیم، مثالاً اینجور جاها فقیه مقاصدی متوقف میشه، وقتی قرآن بحث همین راجع نگاه را مطرح می کند صدا، چیه راجع به زن ها می گوید "ا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ" خب اگر کسی این را عنایت بکند بحثی دیگری که همه شما آشنا هستید اینهاا هرکدامش یک بحثی دارد خیلی بحث دارد ولی باید رد بشیم، دیدید آقایان عدالت را معنا می کنند به چی معنا می کنند ملکه ترک واجبات تا آخر دیگر، یا خود ترک واجبات انجام محرمات، بعد راه کشف اش را می گویند، راه کشف اش را چی می گویند؟ بلد هستید حفظتان هست می گویند ظاهر حال، ظاهر حال را بعضی ها م یگویند یعنی ظاهر حال فعلش، بعضی ها می گویند فعل هم نمی خواهد مثل آقای خویی که می گوید حتی فعل هم نمی خواهد یعنی شما هم یک دقیقه هم معاشرت نکردید با این آدم می توانید حکم به عدالت کنید، بله همین که بیرون می آید یکدفعه مثلاً سگ دستش هست ورق پاسور دستش هست یا شیشه عرق دستش است دارد کنار حرم رد می شود، ولی نه کتابش را بسته در کیفش دارد می رود ظاهر حال دیگر. ببینید فقیه که می گوید عدالت ظاهر حال است که حالا گفتند اما کسی که می گوید نه شرع مقدس یک مقصد کلانی داشته است از اعتبار عدالت این را نمی تواند بپذیرد نه اینکه روایت باشد ببینید آیه باشد و نپذیرد بحث سر این است که در این جور فضاها معمولاً یا به اجماع یا به خلاف عدم خلاف و امثال ذالک تمسک می شود که واقعیت ندارد یا به ظاهر بعضی از عدله که فقیه مقاصدی به کنار مقاصد اینها را تفسیر می کند بحث دیگری که داریم بحث یادتان هست مکاسب می گفت اگر مصالح الزامات با غیر الزامات درگیر بشه، مکاسب داشت که کسی یا غنا هست غنا محرم، یا می خواهد مثلاً این را روضه بخواند با غنای محرم شیخ چی می گفت؟ می گفت ان عدلة مستحبات یا غیر الزامات لا تقاوموا المحرمات، اما همان جا برخی از فقهای ما مثل ایروانی حاشیه می زنند می گویند انجور نیست ما باید درجه اهتمام شارع را به آن امر نگاه بکنیم ولذا بعضی از وقت ها هست درست است یک امر مستحب است ولی مثلاً حافظ نظام خانواده است، حالا شما اگر اجازه بدهید به یک خانمی که بچه دار نمیشه برود خارج از دستگاه طبیعی بچه دار بشود ممکن است مستلزم نگاه محرم باشد نگاه محرم حرام است دیگر، اما یک خانواده را از تلاشی و از بین رفتن نجات می دهد نمی گوییم اضطرار هست نه، اضطرار باشد می رود در لاین فقه سنتی و درست می شود اگر حفظ خانواده ای که قطعاً مقصود شارع هست ببینید روایات باب نکاح را که چه مقاصدی شارع دارد در باب ازدواج و نکاح ولی حالا یک لمسی دارد ببینید فقیه مصادقی می گوید ادله محرمات نگاه اطلاقی ندارد. مرحوم  ایروانی همین حرفش با شیخ انصاری است هی نگوییم فقهای ما کجا دارند؟ کجا دارند؟ رفتید دنبالش و پیدا نکردید و یا نرفته می گوید کجا دارند کجا دارند.
بحثی که صاحب عروه دارد بخشش زکات می دانید که ابوحنیفه، اصلاً می دانید  ابوحنیه رب النوع ؟؟؟؟ علیرغم اینکه اهل قیاس اینها را باید با هم جمع کرد کتاب حیل ظاهراً دارد به همین نام در آنجا می گوید که انسان میتواند شب برای اینکه از زکات فرار کند یا از خمس فرار کند مثلاً من فردا صبح سال زکاتم هست، شب هرچه گوسفند دارم می بخشم به خانم خانمم هم می گوید قبول واقعاً می بخششم و بازیمم نمی آیید ولی صبح بر می گردانم به خودم دیگر از زکات خلاص می شوم، چون یک سال کامل مالک باشم، قاضی ابویوسف که اینجا می رسد می گوید ذاک من فقه، فقیه به این می گویند باریکلا آفرین، ذاک من فقه، غزالی می گوید نعم، ذاک من فقه اما من فقه دنیا لا من فقه آخرة و الشریعه، این قصه را داشته باشید صاحب عروه که به اینجا می رسد در واقع البته نه با بیان مقاصد جانب غزالی را می گیرد می گوید این حرف ها چیست؟ شارع مقدس نظام زکات را که جمع کرده است برای تفویط فقر است بعد شما شب به خانممت ببخشی و صبح برگردانی توی خمس خیلی ها این کار را می کنند می گوید آقا اشکال دارد من ببخشم، نه، روز بعد هم یک درصد بهش برمیگرداند، هر سال هم باشد خانم هم راضی می شود دیگر، این نکته است، من معتقد هستم، می دانم که بحث یک مقدار هم ایجادی چیز می کند ما در نظام جمهوری اسلامی یک مقداری اینجوری رفتار کردیم یعنی شورای نگهبان ما مقاصدی نرفت سراغ قانون گذاری و ادله، دائماً این را با اون بکون و بده به مضاربه و خب این رسید شما نکته بعدی را می خواهم عرض کنم 
نکته هشتم: این قانون اساسی آقایان می دانید عصاره متفکران اوایل انقلاب است دیگر مخصوصاً سال شصت و هشت اینکه عوض شد قانون اساسی فقها بودند مراجعی که الان مرجع هستند بودند، حقوق دانان بودند، روشن فکران بودند، یک اجتماع خوبی بود، اصل دو را نگاه کنید، اصل دوم می گوید جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به، یک دو سه چهار پنج شش، کرامت و ارزش والای انسان و ازادی توام با مسئولیت او در مقابل خدا اجتهاد مستمر فقهای جامع شرایط بر اساس کتاب و سنت استفاده از فنون و علوم نفی هرگونه ستمگری و ستمکشی، سلطه گری، سلطه پذیری، قسط و عدل، استقبال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، همسبتسگی ملی، در اصل سوم می آید وظیفه دولت را بیان می کنند شانزده وظیفه برای دولت بیان می کنند تامین حقوق هم جانبه، توسعه و تحکیم برادری اسلامی، تنظیم سیاست خارجی، رفع تبعضات ناروا ایجاد نظام اداری صحیح، می دانید چی می خواهم بگوییم؟ می خواهم بگوییم ما یکدفعه در فضای فردی بحث می کنیم، یکدفعه می خواهیم یک رساله ای بنویسیم که اینها تویش باشد، یعنی الان یک کسی را اصل دو سه را بردارد و پایان نامه بکند البته این یک پایان نامه نیست، بیست تا پایان نامه است، یعنی شانزده که وظیفه تعیین بکند شانزده تا در پایان نامه است و بخواهد اینها را پیاده کند اینی که ما می گوییم فقیه می خواهد مقاصد را در نظر بگیرد نرویم سراغ سجده سهو، چند رکوع و چند سجده، قاعده امکان در حیض خانم ها، بحث ما این است که اگر ما بخواهیم به اصطلاح فکری برای دولت، همان توضیح مسائلی که می خواهیم دست دولت بدهیم باید اینها تویش باشد، دیگر در توضیح مسائل دولت، نماز صبح چه جوری است؟ شکیات باطل و شکیات صحیحح دیگر نیست، چه زنی می شود باهاش ازدواج کرد، چه زنی نمیشه باهاش ازدواج کرد این دیگر در رساله دولت نیست اینها است ، این عناوین است و دهها عناوین دیگر، اینجا که بیایید آقایان دیگر بحث ما بحث عام می شود دیگر نمی توانیم مثل یکی از فقها بگوییم که بیع صراب دشمنان دین حرام است، ولی حرام تکلیفی هست، ببینید فتوا شیخ انصاری را، ببینید فتوای آقای تبریزی را، ولی اگر فروخت باید تحویل بدهد و حرام است تحویل ندهد، واجب وفا است چون حرمت حرمت تکلیفی است نه حرمت وضعی، یعنی روایاتی که ما داریم که به بیع سلاح را به دشمنان دین حرام می کند، یا می گوید در حال صلح حرام است در حال جنگ طبق جمعی که کردند و ما قبول نداریم، بگوییم اینها فقط حرمت تکلیفی است هیچ وقت کسی که به اصطلاح فقیه مقاصدی است اینجوری صحبت نمی کند اینها مواردی است یا نمی آید بگوید فقط ما دلیل داریم به حرمت ظلم به مومن دیگر این را نام نمی ببرم، و الا هیچ دلیلی ندارد این بر حرمت ظلم، و اما نکته نهم، دو تا دیگر هست چیزی نیست، امروز من یک بحثی داشتم در فقه دوست دارم درس امروز من را گوش کنید می آید روی سایت، البته این چند دقیقه آخر بود، روحیه عمل گرایانه در فقه، ما واقعش آقایان با همه احترامی که به بزرگان می گذاریم من در پرانتز بگوییم بعضی از حرفها هم زده می شود هیچ کس دوستان به اندازه بنده از فقه سنتی منضبط دفاع نمی کند در جمع ها، وقتی آن آقا صحبت کرد گفت فقها در ارث زوجه ظلم کردند یا ظلم شده کی جواب داد؟ کی اولین جواب و آخرین جواب را داد، وقتی از آقایان مصاحبه می کرد کی جواب داد تا کجا؟ وقتی یکی از آقایان یک ح کمی آورد کی جواب داد؟ این را عرض کردم عذرخواهی می کنم ولی با همه فخامتی که فقهای ما کارشان دارد گاهی اوقات انتزاعی می شود، یک مثال در درس زدم الان می زنم تمام بشه، مرحوم صاحب عروه می گوید قاضی باید اعلم باشد، آقای خویی می گوید اعلم دنیا که نمی تواند باشد، چون اعلم دنیا یک نفر است همه پرونده ها باید برود پیش اعلم دنیا، بهتر است بگوییم اعلم شهر، تمام نقطه. این داشته باشید اولاً حالا اعلم دنیا اعلم شهر، اولاً شهر یعنی چه؟ خب ما مسکو هم داریم، پکن هم داریم، شهرهای خیلی بزرگتر هم داریم کدام شهر، شهرهای کوچک هم داریم خب اینها بماند ابهامات بحث است، بعد اعلمی که صاحب عروه می گوید یعنی قویترباشد در استنباط، خب، بیشتر اصول خوانده باشد بیشتر بلد باشد بیشتر روایات را آشنا باشد ولی به نظر شما در قضاوت این کافی است این عملگرایانه است، یا ما باید مولفه قضاوت بعضی از وقت ها هست که یک قاضی ممکن است ادله استصحاب عدم ولی فهم پرونده را خوب می فهمد، امروزه که وکلا هم هستند مسلط است فتانت فراست دارد، ولی در اینها اعلم است در موضوع اعلم است، دو نگاه است، نگاه عملگرایانه نگاه کنیم نمی آییم شرایط را یک نظری محض عملگرایانه نگاه کنیم شرایط متفاوت می شود می شود آنچه که امام علی در نامه مالک اشتر به مالک گفتند ثم اختر للناس لحکم بین الناس عفو، ببینید آنجا بعد مقایسه کنید با بعضی از شرایطی که در فقه بعضی از بزرگان ما شمردند منتها آخرین نکته، دوستان همه حرف ها را زدیم ولی هنر یک فقیه، که انشاالله شما جزو آینده های، فقهای آینده هستید، ببینید باید الاعتدال، من نمی خواهم شعار سیاسی، چون این کلمه سیاسی شده ولش کنید، الاعتدال ثم لاعتدال، ثم الاعتدال، یعنی چی؟ یعنی فقیه جمود کند روی بعضی از ادله و فارغ اقتضائات زمان  و مکان بگوید من چه کار دارم اجرای این اصول من همین چیزهایی که مثلاً استنباط می کنم و گاهی وقت ها هم در خود بازار قم هم مراعات نمیشه می خواهد به مقاصد و اینها نمی فهمم به نظر این خیلی آسان است فارغ از حوادث واقعه به تعبیر حضرت از آنطرف هم انسان هنجار شکنی کند فارغ از هنجارهای شناخته شده اجتهاد، اتفاقاً بعضاً هم حرفهای شیک و خوشکل می زنه و مردم هم می پسنندند، میگن آفرین، اگر بخواهید بزرگواران فقهی را رقم بزنید که امام زمان راضی باشند سلام الله علیه، باید از یک طرف هنجارها فقه رعایت بشود و از آن هنجارها خارج نشویم و از آنطرف هم اقتضائات زمان و مکان، مقاصد نظام، اینها مراعات بشه و نترسیم که بگوییم آقا ورود بکنیم فقه نابود می شود آن شیخ حتماً قصه اش را هم شنیدید، دیگه، من کم جایی نقل کردم مخصوصاً در جمع عام شبی که قم بودند رهبری من راجع به مقاصد صحبت کردم فردا شب که خدمت ایشان بودیم یکی از آقایان قم می گفت به جده  فقه نابود میشه منظوراش صحبت های من بود، کجا فقه نابود میشه؟ کی گفته؟آن چیزی که فکر می کنی فقه است، من فکر می کنم، نترسیم رعایت هنجارها را بکنیم حوادث واقعه را در نظر بگیریم همه، ببینید همه مولفه های دخیل در استنباط یا محتمل الدخیل و البته استنباط بکنیم الحمد الله رب العالمین.

۱,۴۷۰ بازدید