header

تفسیر سوره مبارکه حجرات

خلاصه خبر :
تفسیر سوره مبارکه حجرات به مدت شش شب
تفسیر سوره مبارکه حجرات به مدت شش شب

شهرستان ابرکوه


شب اول کلیک کنید

جلسه اول 1400/02/25

بسم الله الرحمن الرحیم
بیان نکاتی در تفسیر سوره حجرات 
یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله و اتقوا الله ان الله سمیع علیم
خدای بزرگ همه ما را از نمازگزاران روزه داران و متقین قرار دهد فرج آقا امام زمان را مُعجَّل گرداند و ما را از بهترین یاوران و سربازانش قرار دهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد...خدای بزرگ را شاکرم که توفیق داده تا چند شبی را خدمت شما نمازگزاران باشم.همانطور که اعلام شده چند شبی را در محضر شما هستم با بیان نکاتی درباره سوره حجرات؛ این سوره در مدینه نازل شده و 18آیه دارد و از سوره های مهم اخلاقی قرآن است ؛ لذا سوره حجرات را گفته اند سوره اخلاق و آداب.در یک گزارش اجمالی وقتی این سوره را نگاه می کنیم می بینیم که د رچندین محور وارد شده است.ابتدا ادب برخورد با پیامبر و امام را مطرح می کند که من شبهای آینده توضیح میدهم که یک مسلمان چگونه باید با پیامبر و امام زمانش برخورد کند و بعد، این سوره یک سری اصول اخلاق اجتماعی را مطرح میکند مثل غیبت نکردن، سوء ظن نداشتن و ...و بعد به موضوع اختلاف مسلمانان می پردازد که اگر دو گروه از آن ها اختلاف پیدا کردند چه کار باید کرد..انگشت می گذارد بر تقوا به عنوان محور ارزش ها و می فرماید:«ان اکرمکم عندالله اتقیکم»؛اشاره می کند که ایمان به صرف گفتار نیست؛بلکه عمل و باور قلبی و حتی تحمل برخی تکالیف سخت را می خواهد.اشاره می کند که اسلام و ایمان یک تحفه است برای شما: مسلمانان بر پیامبر منت نگذارید که ایمان آوردیم بلکه این اسلام است که بر شما منت دارد به خاطر آوردن شریعت، قرآن و پیامبر و ....در مرحله آخر هم اشاره می کند به علم الهی... که بشر!خدایی ناظر و مراقب تو هست که بر همه سر و نهان و آشکار تو خبر دارد.از سوره های پر فضیلت قرآن است.
 بزرگترها، جوانان ...من خودم توفیق نداشتم که عمل کنم ولی ایکاش می توانستم که قرائت روزانه آن را به شما توصیه کنم؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند هرکس سوره حجرات را در شبانه روز یک بار بخواند، ...کان من زوّار محمد صلی الله علیه و آله و سلم.... یک کسی ممکن است میلیون ها تومان خرج کند برود مدینه و قبر پیامبر را زیارت کند،جالب این است که این روایت نمی گوید که از زوار قبر پیامبر می شود ، می گوید از زوار خود پیامبر عظیم الشان می شود.به یک نفر بگویند که چقدر حاضری که خرج کنی و بروی سراغ رسول خدا ص و رسول خدا را از نزدیک زیارت کنی؟میگوید حاضرم زندگیم را بدهم و این کار انجام شود.امام صادق علیه السلام می فرمایند این راهش باز است و دست شماست اگر این سوره را بخوانید در میان فرشتگان و عندالله د رمیان زوار رسول خدا محشور می شوید. به هر صورت اگر از میان خواهران، برادران، کسی این برنامه را بگذارد که شبانه روز این سوره را یکبار بخواند، سوره کوتاهی است، جمعا 18 آیه دارد د رآخر قرآن که اگر این کار را بکند به این ثواب خواهد رسید . (انشاالله). البته ثوابهای دیگری هم برای خواندن این سوره هم گفته اند که در جای خود بیان خواهد شد.مخصوصا با این اعتقاد که این ثوابها صرفا مربوط به صرف قرائت آن است اما این که انسان بخواند و به آن عمل کند ،آن دیگر نورٌ علی نورٌ است.البته این که برخی اضافه کردند که انسان بخواند و عمل کند این در واقع سوبسیدی است که داده اند البته انسان نباید گناه کند، شکی نیست که گناه عمل نیک را می سوزاند اما این ثوابها عموما متعلق به قرائت این سوره هاست.
الحمد لله رب العالمین

-----------------------------------------------------------------------------------
شب دوم کلیک کنید

جلسه دوم 1400/02/26

بسم الله الرحمن الرحیم 
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد 
خدای بزرگ همه ما را از نماز گزاران، صالحان و متقین قرار دهد، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد (ص)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم ـ بسم الله الرحمن الرحیم . یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله واتقوا الله ان  الله سمیع علیم
قرار ما با شما بزرگواران این است که در فرصتی کوتاه، که به سوره مبارکه حجرات بپردازیم  ونکاتی را از این سوره بیان کنیم.محضر شما دیشب عرض کردم که امام صادق علیه السلام می فرمایند اگر کسی در شبانه روز یک بار سوره حجرات را بخواند، ...کان من زوار محمد صلی الله علیه و آله و سلم و این در واقع مزد بزرگی است برای کارهای بظاهر کوچک.من داشتم به این فکر می کردم که برای این معادله چه اسمی را انتخاب کنم دیدم نام مناسب همین است.«مزد بزرگ برای کار به ظاهر کوچک»مگر تلاوت یک سوره حجرات چقدر طول می کشد و بعد به  انسان بگویند که شما از زوار پیامبر هستی!حتی یک دقتی که در جلسه قبل داشتیم این بود که نداریم که حدیث بگوید از زائران قبر رسول خدا هستی می گوید از زائران خود رسول خدا هستی!
ادب حضور در محضر  امام یا پیامبر
محضر شما عرض کردم که د راین سوره حدود 6 الی 7 فراز قرآن در این سوره بیان می کند. اولین مطلبی را که مطرح می کند، این است که مومنان ؛ زن و مرد جلوتر از رسول خدا نباشید! و ادب ارتباط با پیامبر را داشته باشید.راجع به این آیات برخی مفسرین گفته اند که برخی اصحاب در کار پیامبر دخالت می کردند. و یا به عبارتی کاسه داغتر از آش و یا به تعبیری پاپ تر از کاتولیک می شدند!حتی برخی نوشته اند که عده ای قبل از وقت نماز می آمدند و نماز می خواندند.آیه نازل شد آن رهبر و آن پیامبر باید شاخص شما باشد. و شما پشت سر پیامبر حرکت کنید. باز در همین ارتباط می فرماید وقتی خدمت پیامبر میرسید ادب را رعایت کنید مرسوم  بود که عربها با آن صدای جهروی عربی پیامبر را به نام محمد و خارج از خانه  صدا میزدند ـ ــ   و نه این که درب بزنند و اجازه بگیرند. قرآن میفرماید هر وقت او را خواستید صدا بزنید با ادب باشید!ووقتی مقابل پیامبر هستید صدایتان ر اپایین بیاورید و صدا نزنید!و به عبارتی ادب رسیدن خدمت پیامبر را رعایت کنید.حالا این ادب گاهی به این شکل هست که صدا نزند و گاه به این شکل که جلوتر از پیامبر نباشد و پشت سر ایشان در اعمال و عبادات قدم بردارد و نه عقب بیفتد و نه جلوتر؛ نه افراط ونه تفریط....انسان جلوتر از امام زمان نباشد و یا عقب تر نباشد؛ البته یک سری آداب معنوی هم دارد؛از جمله آن آداب معنوی این است که انسان وقتی می خواهد محضر پیامبر یا امام برود با وضو برود و با طهارت برود. لذا برخی فقها حتی دارند که اگر خواستید محضر امام بروید با وضو بروید!ابوبصیر از اصحاب و شاگردان ویژه امام صادق علیه السلام هست، میگوید یک روز صبح عید فطر بود و من نیاز به غسل داشتم، داشتم میرفتم حمام که بروم غسل کنم و بعد هم بروم نماز عید فطر،دیدم مسلمانان و شیعیان دارند میروند خانه امام صادق علیه السلام ، ابوبصییر می گوید گفتم اول محضر امام بروم که بعدا مزاحم امام نشوم!میگوید من قاطی دیگران شدم و وارد خانه امام شدم، وقتی دیدار با امام تمام شد و خواستم بیایم بیرون، امام صادق فرمودند: ابوبصیر بایست کارت دارم!میگوید من هم ایستادم و امام فرمودند: ابوبصیر، جُنُب، پیش ما نیا!! «اما عَلِمتَ بیوت الانبیاء و اولاد الانبیاء لا یدخله الجنب؟»
این که امام می فرماید هر که این سوره را بخواند از زوار رسول خداست به این دلیل که یاد میدهد وقتی محضر پیامبر میروید طاهر و با طهارت باشید.حتی زیارت قبر هم اخلاق و ادب و هنجار دارد.اگر کسی روی این موضوع کار کند موضوع بسیار خوبی است؛ ادب زیارت...ادب خدمت پیامبر و امام رفتن که این سوره این نکته را بیان می کند.
انواع اطاعت و بندگی 
اما نکته ای را که می خواهم بگویم و بحث ما هم همین مطلب باشد، این که می گوید مومنین از خدا و رسول اطاعت کنید من این مطلب را باز کنم؛ ما  چند رقم اطاعت داریم؛ما چهار رقم اطاعت داریم: 1. اطاعت از روی ترس؛ مثلا اطاعتی که در ارتش هست یا زمامدارانی که دیکتاتورند، معروف است که رضا خان نسبت به یکی از اطرافیانش گفته بود برو بمیر و اوهم رفته بود خودکشی کرده بود!!یا بودند کسانی که سطوت ودیکتاتوری آن ها جامعه را مطیع بار می آورده است.حتی این استبداد نیازی نیست که در حالت کلان باشد؛ حتی در سطح زندگی فردی مثل یک خانواده هم ممکن است شوهری مستبد باشد!یا زن ممکن است مستبد باشد!! 2. اطاعتی که از  روی فکر و تامل است؛ نه از روی ترس مثل اطاعت از یک دانشمند، از یک بزرگ از یک معلم که شاگردان اطاعت میکنند.یا کسی که به یک پزشک مراجعه میکند یا کسی که به یک روانشناس مراجعه می کند و او هم دستوراتی را میدهد آیا این از روی ترس است؟!در واقع این اطاعت از روی علم و عقل هست. 3.اطاعت از روی محبت؛ مثلا مادر چقدر حرف بچه اش را گوش می کند!یا پدر به هر حال وقتی این دو از روی محبت حرف فرزند را اطاعت می کنند این دو می شوند مطیع و فرزند می شود مطاع!4. اطاعت از روی اعتقاد!از روی مقدس انگاری طرف،این اطاعت از روی تقدس انگاری است و این که طرف رامتصل الی الله میدانیم این اطاعت از روی ترس و یا نوع دوم و سوم نیست؛ نوع خاصی است.در واقع ما با تمام وجود اطاعتش می کنیم.وقتی ما از پیامبر اطاعت میکنیم آیا از روی ترس است؛ نعوذ بالله آیا پیامبر یک دیکتاتور بود که ما از او بابت ترس اطاعت کنیم؟!!! چقدر برخی ناپخته صحبت می کنند به عنوان مثال در مبحثی که یکی از آقایان با عنوان «دین و قدرت» داشت، که من در جواب گفتم دین و قدرت نه ! بلکه دین و حکمت....اگر کسی  علاقمند هست سرچ کند با این عنوان «دین و حکمت» ،مطلب را دنبال کند. در طول 10سال مدینه بیش از 82 جنگ را بر پیغمبر تحمیل کردند، با همه این احوال مسلمانان ، پیامبر را تنها نگذاشتند این ا زروی ترس نبود، واین هم نبود که پیغمبر کارشناس فلان و دانشمند فلان و ....نبود که اطاعت از قسم دوم باشد!بله پیغمبر معلم واستاد بودند اما اطاعت از ایشان از این سنخ نبود!و بالاخره از روی محبت محض هم نبود ؛ از روی اعتقاد بود.....بر اساس این اعتقاد که پیغمبر ، پیغمبر خداست حرف او ،حرف خداست.
ابوعلی سینا و داستان اطاعت شاگردش از او 
بهمنیار از شاگردان ابوعلی سینا به او می گوید تو خیلی دانشمندی و عالمی اگر ادعای پیغمبری کنی، همه قبول می کنند!جالب این است که نبوغ ابوعلی سینا به حدی بود که هنوز هم بعد هزار سال در حال درخشش هست.بهمنیار شاگرد همراه بوعلی بود ؛ شب و روز....به هر حال به ابوعلی سینا گفته بود تو اگر ادعای پیغمبری کنی من به تو ایمان می آورم، ابوعلی سینا چیزی نگفت....تا این که د ریک سفر که ظاهر ا به همدان هم بوده ، در یک شب سرد ابوعلی سینا می شنود که یک نفر د رآن حال و هوا در حال اذان گفتن هست، ابوعلی سینا بهمنیار را بیدار کرد و گفت من تشنه ام!...بهمنیار هم دید هوای بیرون سرد! به استاد گفت: جناب استاد هوای بیرون سرد الان بروم آب بیاورم آب بیرون سرد است و معده شما هم گرم است و این باعث سکته می شود.الان بگیرید بخوابید بعدا که بیدار شدم آب را گرم می کنم تا شما از آن بنوشید واستادش هم می گفت من استاد تو هستم اما بهمنیار هم قبول نمی کرد! ابوعلی سینا گفت اشکال ندارد؛ بعد به او گفت من و تو میدانیم که تو بیخود می گویی! و داری توجیه میکنی (شبیه دروغ برخی سیاسیون که هم خود و هم مخاطبان میدانند که دروغ می گویند!!)ابوعلی سینا گفت این موذن را ببین که پیغمبر را ندیده ؛ فقط شنیده که پیغمبر اذان صبح را دوست داشته ؛ لذا از خواب بیدار شده و باآب سرد وضو گرفته و آمده پشت بام و دارد اذان می گوید!این نفوذ پیغمبر است!...نفوذ بوعلی روی بهمنیار نفوذ معلم روی شاگرد است لذا عقل می گوید از حرف او اطاعت کن.
اطاعت قلبی و روحی فراتر و برتر از اطاعت عقلی  
اما این جا اطاعت از رسول خدا قلبی است!انسان اگر روحش و قلبش از امام و پیغمبر اطاعت کند، این اطاعت مطلوب و نجات دهنده است.دعا کنیم به این نوع اطاعت برسیم.در حریان صلح حدیبیه نماینده مشرکین آمد د رلشکر پیغبمر(ص)؛  ـــ عروة بن مسعود ثقفی ـــ پیغمبر با لشکریانش بیرون مکه رفته بودند و می خواستند برگردند به قصد زیارت. ولی مشرکین اجازه ورود به پیامبر را ندادند. آن ها عروه را فرستادند گفتند به محمد بگو که اجازه ندارید .....عروه به میان لشکر پیامبر آمد ووقتی که برگشت، گفتند چه دیدی؟ گفت من قیصر (پادشاه روم ) و کسری (پادشاه ایران ) را و نجاشی را در میان لشکریانشان  دیدم و  ارزش و احترام و قربی که محمد د ربین پیروانش دارد ، اینان د ربین لشکریان و طرفدارانشان نداشتند!وضو نمی گیرد مگر این که دانه دانه قطرات آب وضوی او را از هم می ربایند.(تبرکا) یا وقتی موی سر ورویش را اصلاح می کند، آن ها را بر میدارند.و هیچ ملتی را مطیع تر از آنان به محمد نیافتم!اینها وقتی در مدینه می خواستند در خانه پیغمبر را بزنند حلقه نمیزدند، با انگشت دست و یا سر انگشت در میزدند که پیامبر اگر خواب هستند، بیدار نشوند... به هر حال دعا کنیم که اطاعت ما از این قسم آخر باشد انشاالله.
روضه
به هر حال آب وضوی پیامبر تبرک هست، موی پیامبر تبرک هست، یا ناخن .....حتی ادعا شد که لباسی هست که در ترکیه در یکی از موزه ها که متعلق به پیمبر است به هر حال احترام پیامبر را تا حدی داشتند که در خانه پیامبر را باید با ناخن بزنند اما در خانه فاطمه را آن گونه باز می کنند!.....مگر یک زن چقدر تحمل دارد! مخصوصا این که حامله باشد...آیا این زن باید بین در و دیوار قرار بگیرد؟!کار را به جایی رساندند که به علی وصیت کرد که علی جان مرا شبانه دفن کن!و شبانه غسل بده ! یک کنیز می میرد برایش نشانه میگذارند سنگ قبری میگذارند اما فاطمه می گوید که او را شبانه دفن کنند!دختر پیامبر را کسی آیا نباید بداند قبرش کجاست؟! حتی پهلوی شکسته اش را به حسب برخی نقلها علی علیه السلام شب غسل آن را متوجه شد....به هر حال قضاوت باید با تاریخ باشد. 
اللهم انا نسئلک و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم یا الله یا الله یا الله ...

-----------------------------------------------------------------------------------
شب سوم کلیک کنید

جلسه سوم 1400/02/27

بسم الله الرحمن الرحیم 
الهم صل علی محمد و آل محمد و اهدنا لما اختلف فیه من الحق باذنک انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم
خدای بزرگ همه ما را  از نمازگزاران ، روزه داران و اهل قرآن ، قراردهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد 
توضیح آیه : یا ایها الذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبإ فتبینوا...
در ادامه تفسیر سوره حجرات، بحث کوتاهی را هم امشب داشته باشیم؛ دیشب گفته شد در این سوره مبارک اولین مطلبی که مورد اشاره قرار گرفته ؛ادب ارتباط با پیغمبر و امام هست.هم باید اطاعت کرد هم این که از نظر ظاهر هم، رعایت ادب داشت.مطلب دیگری که در آیه ششم مورد بحث قرار می گیرد، این مطلب هست که * «یا ایها الذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبإ فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین »* عجیب است انسان احساس می کند که این آیه الان نازل شده و نه فقط راجع به مسلمانان که برای همگان نازل شده است.با این که خطاب قرآن به اهل ایمان هست اما برای انسان در هر زمان هست.این آیه هشدار می دهد که ای مومنان اگر فاسقی خبری برای شما آورد فورا تصمیم نگیرید؛ ممکن است پشیمان شوید اول تبیین کنید!اگر دقت کنید مطلب هم ساده است هم سخت است.من وشما به فرض که این آیه را تا کنون ندیده بودیم وقتی این مطلب را به ما می گفتند می گفتیم که بله نباید انسان زود تصمیم بگیرد!ممکن است پشیمان شود، برخی هم فورا دو سه نمونه به عنوان شاهد مثال می آورند.بحث این است که ما همه میدانیم اما آیا به آن هم به موقع خود عمل می کنیم؟!اول شأن نزول آیه را می خواهم بیان کنم و بعد هم دو سه نکته چون دوست ندارم که بحث طول بکشد.
شأن نزول آیه تبیین نبأ
مفسرین فرمودند که پیغمبر شخصی را به نام ولید بن عقبة به سوی قومی (قبیله بنی المصطلق) فرستادند که زکات جمع کند، آن قبیله هم وقتی دیدند که نماینده پیامبر دارد به سوی آن ها می آید خوشحال شدند.ولید هم چون با این قوم عنادی داشت، فکر کرد که می آیند که  او را بگیرند و بکشند؛ این هم بدون این که تحقیق کند و بررسی کند فرمان چرخاند و برگشت و گفت پیغمبر! قوم بنی المصطلق زکات نمیدهند و مرتد شده اند!!!آن موقع هم کسی که زکات را نمیداد معنای اعترض و  ارتداد داشت و یا حکم عدم شرکت در نماز و .....پیغمبر هم کسی را به نام خالد بن ولید فرستادند که برو تحقیق کن ببین ولید بن عقبه راست می گوید یا دروغ می گوید!...خالد هم رفت و دید که این ها نماز و اذان دارند و برگشت به پیامبر گفت ولید به شما دروغ گفته و الا اینها اهل نماز و ایمان و اذان هستند ... اینجا بود که آیه فوق نازل شد؛ 
1. آسیب شناسی تبلیغات انتخابات با استناد به آیه ان جاءکم فاسق بنبإ....
این مطلب شاید امروزه بیشتر مردم جهان مخصوصا در ایران به این جریان به نوعی مبتلا هستند مخصوصا با این فضاهای مجازی و گوشی ها ی همراه که همه ما ها من و شما همه داریم،به هر حال در این که بسیاری از خبرهای اینها درست است، شکی نیست؛ اما آیا تمام خبر این ها  درست است؟!و کسانی هم که از آن طرف خبرساز  هستند برای مخاطبان این گوشی ها، به این تصور  دل خوش هستند که می گویند ممکن است که ما خبری را که میسازیم!! عده ای باور نکنند اما درهر صورت از این جماعت ، عده ای هستند که در نهایت باور می کنند و همین برای ما کافی است.واقعا چه زمانی بوده که بشر این قدر دچار امواج ضلال شده باشد؟!!!! واقعا اگر کسی چشم برزخی داشته باشد این سایت ها و کانالهای ضلال حکم چاه فاضلاب را دارد!مغز را درگیر می کند اعصاب را درگیر می کند ، ایمان را می سوزاند؛ حالا اگر فیلم فلان باشد، غیبت باشد، دروغ باشد یا تهمت و .....همه حکم همین مثال را دارد.آری یک زمانی این گوشی ها تشریفاتی بود لذا خمس هم به آن ها تعلق میگرفت اما اکنون جزء ضروریات زندگی  و یا شبیه به این شده است. می خواهم بگویم که اصل آن را نمی شود انکار کرد، گاهی اوقات مصداق فاسق ولید بن عقبه ها بودند اما الان همین امواج ضلال میشوند فاسقان زمان که قرآن تاکید می کند درمورد خبری که این ها به شما میدهند، تحقیق کنید!
2. استثنا بر این مورد 
نکته جالب این است که روایات می گوید اگر فاسق راجع به خودش خبری داد، و شما دلیلی بر رد آن نداشتید ، از او قبول کنید.
من تعجب می کنم از همکاران خودم که در این رسانه ها؛ منبر و سخنرانی ها و رادیوو تلویزیون این مطالب را نمی گویند!...امام صادق می فرمایند:«لو شهد عندک خمسون قسامة،....»ولی خودش می گوید من این مطلب را نگفتم، از خودش قبول کنید اما از آن پنجاه نفر قبول نکنید!...اگر گاه بحث امنیتی هست یا منافع جامعه هست که هیچ.... اما اگر این مباحث نیست، باید به این حدیث عمل کرد.گاهی اوقات ممکن است برای زن خبر بیاورند که شوهرت چنین حرفی زده یا برعکس یا برای همکاری به هر حال وقتی صحبت های دیگران را تکذیب کرد، روایت می گوید که قبول کنید.این جا، جای تحقیق هم نیست؛ قرآن می گوید فتبینوا اما جایی است که پای دیگران در میان است اما راجع به خود فرد جای بررسی نیست!پس دو اصل تا این جا مطرح شد؛ 1. اصل تبین؛ 2. اصل قبول. مشکل بزرگی که داریم این است که ما نه تنها عهده دار قبول عذر دیگران که نمی شویم؛ عهده دار تفسیر کار آنان می شویم!من در جمع دوستان بود که گفتم ما گاهی اوقات چیزی را دوست داریم و بنا بر اساس آن چیزهایی را حدس می زنیم و بر اساس آن حدسیات مطالبی را بیان می کنیم و به مرور آن حدسیات به یقین تبدیل می شود. این گونه جامعه قوام نمی گیرد ما انتخابات 1400 را در پیش داریم، من از همین الان نگرانم که چه ها ، این ها به هم خواهند گفت! آن  هم برای ریاستی که امام علی علیه السلام فرمودند «ریاست دنیا از آب بینی عطسه بز بی ارزش تر است مگر این که به واسطه آن حقی زنده شود یا باطلی نابود شود».
3. موضع رسول خدا (ص)در خصوص کسانی که خبری را تحقیق نکرده، منتشر می کنند
و همانطور که به شما گفتم سوره احزاب سوره اخلاق و آداب هست و بشر در همیشه تاریخ و مخصوصا الان بیشتر به این اخلاق و آداب نیاز داشته است.و بیشترین ضربه را هم از بی اخلاقی خورده است. راجع به این بداخلاقی که در جامعه هست که کسی خبری را از جایی شنیده و آن را تحقیق نکرده بازگو می کند، پیامبر خدا فرمودند صرفا همین برای این که آن شخص دروغگو حساب شود، کافی است.«کفی بالمرء کذبا ان یُحَدّث بکل ما سمعه» و ولو این که بگوید من نمیگویم و دیگران می گویند و....و بعد هم بخواهد با این نقل قول های دروغ آبروی دیگران را بریزد!
4. شفافیت رسانه؛ حداقل های وظایف حاکمیت در ایام انتخابات
و بالاخره نکته آخر این که از وظایف حاکمیت اسلامی ایجاد رسانه ثقه است؛ و متاسفانه یکی از کوتاهی هایی که تاکنون شده د راین زمینه بوده که شفافیت نشده و مردم بایستی خبرها را از این امواج ضلال بگیرند!این که بگویند رسانه ما؛ صدا  و سیمای ما کمتر مورد اعتماد هست، این به دلیل کوتاهی هایی بوده که تا کنون شده است. و چون کوتاهی می شود مردم مجبورند که خبرها را از این ها بگیرند که هم خانمان سوز هست هم خانواده سوز هست و هم هستی یک جامعه را گاه به باد میدهد!به هر حال آیه هم آسان است؛ چون همه میدانیم و هم سخت است؛ چون در عمل لغزش داریم.بیاییم به خاطر قرآن و نه تنها قرآن به خاطر خیرخواهی برای خودمان! اگر خبری را شنیدیم تحقیق کنیم، و به این دل خوش نکنیم که بگوییم به فرض هم که خبری را بیان کردیم بعد از آن می گوییم ما که گفتیم خودمان نمی گوییم و شنیدیم و این گونه می گویند و از این جنس حرفها ...
الحمد لله رب العالمین

-----------------------------------------------------------------------------------
شب چهارم کلیک کنید

جلسه چهارم 1400/02/28

بسم الله الرحمن الرحیم 
الحمد لله و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله المعصومین 
اللهم صل علی محمد و آل محمد واهدنا لما اختلف فیه من الحق باذنک انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم
وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ ۚ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً ۚ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ

خدای بزرگ ما را اهل قرآن، اهل یقین، اهل نماز قرار دهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد .
قرآن یک اصلی را تاسیس می کند به نام تبین می گوید : مردم ؛ مسلمانان هر خبری را شنیدید ترتیب اثر ندهید؛ اگر فاسقی خبری آورد تحقیق کنید؛ و زود قضاوت نکنید تا آخر قضیه....متاسفانه بشر امروز مبتلا به همین خبر فاسق شده است. الان روزگاری است که همه ما ها به نوعی قاصد خبر شده ایم به واسطه این گوشی ها.....به هر حال در بین این خبرها هم خبر راست و صحیح هست....وهمه خبر نادرست نیست ؛ اما خبرنادرست هم کم نیست!وقتی به این راحتی می توان خبرها را منتشر کرد در این فضاهای مجازی همچون رعد و برق یا باد و باران هست که سریعا گستره وسیعی را شامل می شود و در بر میگیرد.نکته تحذیری در این باره این است که ما مقداری بیخیال شدیم.اگر میدانید که محتوای برخی خبرها چیست، این ها را باز و منتشر نکنید!
روایتی هست که رسول خدا صلی الله علیه و آله دور کعبه می چرخیدند و بعد خطاب کردند به کعبه و گفتند که چقدر خدا تو را بزرگ کرده به راستی تو چقدر احترام داری!ما اعظمک، ما اکرمک و ......ولی بعد گفتند ای کعبه! احترام مومن از تو کعبه بالاتر است.الان من یک سوال از شما دارم؛ آیا من و شما حاضریم که به کعبه جسارت کنیم؟ در عین حال احترام مومن از این کعبه با این همه شرافت که ما حاضر نیستیم به هیچ وجه به آن بی احترامی کنیم، بالاتر است. لذا بر این اساس است که قرآن می فرماید اگر کسی خبری آورد (به ویژه این که راجع به کسی هم باشد) زود قضاوت نکنید و تحقیق کنید.ان جاءکم فاسق بنبإ فتبینوا....
این پیام من خطاب به کسانی هست که بعدا صوت را گوش می کنند یا مطلب را می خوانند که برادران، خواهران یک مقداری به فکر خودمان باشیم!به فکر ایمان و اخلاق خودمان باشیم....به هر حال دست بشر درد نکند که این وسیله (گوشی ها) را ساخته اما بحث این است که نوع استفاده از این ها باید حساب و کتاب داشته باشد.بنده خودم به انحای مختلف از این تکنولوژها برای بحث و درس و مسائل علمی استفاده می کنم، من حرفم بر نوع استفاده و آن هم استفاده صحیح از آن است.من از جمله افرادی نیستم که بگویم تمام دنیا علیه ما حرف می زنند!!!!! ..نه، ولی این ها دوست خدا و رسول نیستند...به هر حال باید مواظب ایمانمان باشیم.
امشب می خواهیم وارد قسم سوم سوره شویم؛ در قسم سوم ، که در واقع می شود آیات 7و8؛ خدای متعال می فرماید: مردم، رسول خدا بین شماست ولی انتظار نداشته باشید که در بسیاری از مسائل از شما تبعیت کند.واگر رسول خدا از شما اطاعت کند، این شما هستید که اذیت می شوید...بعد می فرماید که خدای متعال خیلی به شما نعمت داد، ایمان را محبوب شما قرارداد و کفر و فسق و عصیان را منفور شما قرار داد.و در ادامه می فرماید و کسانی که این گونه اند، این ها انسانهای رشد یافته ای هستد ....
در را بطه با این آیه شریفه، مطلبی هست از آقای نایینی بزرگ که دوست دارم توجه کنید؛ایشان می فرماید یک روز ا ز نجف قصد زیارت امام حسین علیه السلام را کردیم،می گوید با دو نفر از دوستان که آنها هم از علمای بزرگ بودند (مرحوم نوری و مرحوم آقا سید اسماعیل صدر)رفتیم کربلا زیارت امام حسین علیه السلام د رادامه می گوید که شنیدیم که عالم عارفی هست در کربلا به نام مرحوم ملافتحعلی سلطان آبادی.....یک نکته داخل پرانتز بگویم و آن این که این ملافتحعلی سلطان آبادی جریانی هست منتسب به ایشان در اول مفاتیح الجنان که شیخ عباس قمی آورده و  دعایی است که وقت قرائت آن صبح است بعد نماز صبح ، ذکر شده برای کسانی که گشایش در رزق و مسائل ازدواج را طالبند می توانند مراجعه کنند موضوعی است که مجرب است.....
به هر حال جناب نایینی می گوید که ما نزد ایشان رفتیم و ذکری از این دو آیه شد.این نکته را هم به شما بگویم که این دو آیه از محکمات قرآن است.آقای نایینی می گوید جناب ملافتحعلی از این آیه تفسیری بیان نمود که برای ما تازگی داشت. و تاکنون که نشنیده بودیم!ایشان می گوید وقتی ملافتحعلی اشتیاق ما را دید، گفت فردا بیایید من یک تفسیر دیگری از این آیه به شما بیان کنم.گفت فردا رفتیم و یک 
گونه دیگر تفسیر کرد!...واین داستان تا یکماه ادامه داشت و این  عظمت قرآن را می رساند که یک آیه از آن در نزد کسانی که آشنا و محرم اسرار الهی اند، این همه توضیح و تفسیر دارد.
الحمد لله رب العالمین

-----------------------------------------------------------------------------------
شب پنجم کلیک کنید

جلسه پنجم 1400/02/29

بسم الله الرحمن الرحیم 
الحمد لله رب العالمین وصل الله علی محمد و آله الطاهرین 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و اهدنا لما اختلف فیه من الحق باذنک انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم
در ادامه مباحثی که در ارتباط با سوره مبارکه حجرات داشتیم در جلسه قبل به آیات هفتم و هشتم اشاره شد که قرآن میفرماید: مومنین ، مسلمانان! انتظار نداشته باشید که پیغمبر دنبال شما باشد!و از شما اطاعت کند، بلکه به عکس این شما هستید که باید از پیامبر اطاعت کنید.اگر پیغمبر خواسته باشد که به حرف شما گوش کند، دائم در بسیاری از امور، خودتان اذیت می شوید و خودتان به زحمت می افتید .....و در ادامه اشاره می کند که یکی از نعمتهای ارزانی شده خداوند متعال به مومنان این که «حبب الیکم الایمان»؛مردم! خداوند محبت به ایمان و حب ایمان را در دل شما قرار داد.و در مقابل کفر و نفاق و شقاق را مورد تنفر شما قرار داد.
و در رابطه با مطلبی که اظهار ناراحتی کردیم در رابطه با این فضای مجازی رهاست! گر چه به هر حال تا حدی اقتضائات دنیای معاصر  و کشور خودمان است اما ما هم باید کنترل کنیم، از طرفی برخی هم به مسائل سیاسی اشاره کرده اند که باید آشنا باشند تا د‌رانتخابات با دید بازتر شرکت کنند؛ به هر حال برخی دغدغه دارند و نمی توان این دغدغه را نادیده گرفت!
و با توجه به تفسیری که از آیه قبل از آقای نایینی نقل مطلب شد، برخی آدرس می خواستند، باید عرض کنم از آیت الله حکیم بزرگ بود.در کتاب حقایق الاصول که حاشیه است بر کتاب کفایه الاصول، ج اول در بحث استعمال لفظ در بیش از یک معنا، بزرگوارانی که علاقمندند به این کتاب که آدرس دادم، مراجعه کنند.
مسائل معنوی را وجه المصالحه سلایق سیاسی قرار ندهیم
گاهی اوقات انسان انتظاری از یک بزرگتری دارد، به عنوان مثال از رهبری یا رئیس جمهوری یا دیگری و آن انتظار برآورده نمی شود و انسان شروع می کند به موضع گیری!این که محضر شما من الان عرض می کنم برای آن مصداق دارم کسی بوده که اهل مسجد بوده اهل حساب و کتاب بوده و ...الان نه جماعت می آید نه حساب و کتاب دارد و همه را هم گذاشته است کنار!!علی ای حال در هر زمان ریزش و رویش داریم.اما صحبت با بزرگوارانی است که این جوری شدند، مطلب این است که شما مثلا گاه ازمرجع یا یک بزرگی انتظاراتی دارید و برآورده نمی شود، و بعد شروع میکنید به قضاوت کردن، سوال این است که آیا شما دلیل او را هم دیده اید؟آیا موضع او را از خودش سوال کردید؟یا این که مثلا فرض کنید از کسی؛ استاد دانشگاه یا حوزه انتظاراتی دارید و او برآورده نمی‌کند، این که بنشینید و علیه او صحبت کنید و یا خدای ناکرده به خاطر این موضعگیری ها کسی نمازش را کنار بگذارد، آیا این کارها درست است؟
و یا حساب سال را کنار بگذاریم ؛ آیا این کارها درست است؟!  این که ما نظرمان نسبت به یک کاندیدا بد است، آیا بیاییم و این نارضایتی ها را به نماز و جماعت و حساب سال تسری بدهیم و نسبت به این موارد بی اعتنا شویم؟ این ها چه ربطی به هم دارد؟ مصداق این قضیه نباشیم که «گنه کرد در بلخ آهنگری ـــ زدند در شوشتر گردن مسگری» 
خودمان کنترل کننده قضاوت هایمان باشیم
به هر حال این که من موضعم نسبت به کسی منفی بود آیا باید این را سر مسائل معنوی خالی کنم؟این که بفرض من مسجد و جماعت را کنار بگذارم ، آیا این مسجد هست که ضرر می کند یا من؟!در هر صورت در این حالت ها نه آن شخص کاندیدا ضرر میکند و نه مسجد و جماعت بلکه من هستم که ضرر میکنم که امور معنوی را کنار می گذارم!قرآن  می فرماید: «لو یطیعکم فی کثیر من الامور ...چه توقعی ازپیغمبر دارید، اگر پیامبر د ربسیاری از مسائل که می گویید از شما اطاعت کند به زحمت می افتد. در جنگ حدیبیه وقتی پیامبر صلح کردند، یکی از افرادی که بعدا شد خلیفه دوم! رسما نسبت به صلح حدیبیه اعتراض داشت نمی توانست بفهمد که صلح پیغمبر باعث شد که دو سال بعد مکه فتح شود.منتها چنین افرادی نمی توانند این گونه قضایا را بفهمند!!که تاکتیک پیغمبر چیست...ما داریم افرادی که نسبت به علما و مراجع اعتراض داشتند و بعد معلوم شده که اشتباه کرده اند.مگر د رزمان حضرت امیر حکمیت را بر حضرت تحمیل نکردند؟که به اصرار لشکریان، امام، ابوموسی اشعری را فرستاد با این که امام می خواست مالک را بفرستد سوال این است که آیا نماینده را امام باید معلوم و معین کند یا سربازان؟!
در هر صورت قضاوت هایمان ر اکنترل کنیم! در همین آیه می فرماید، مسلمانان!قدر این نعمت را می دانید که «حبب الیکم الایمان»؟ ایمان را محبوب شما قرار داد.شما از کفر و فسق و عصیان بدتان می آید و این نعمت کمی نیست!بحث این است که ما بعضی نعمت ها را خوب می شناسیم مثلا طرف میگوید خدا را شکر که من قرص نمی خورم...یا این که خدا را شکر که دستم نزد کسی دراز نیست، اما برخی نعمتها ظاهر نیستند مثل این که خدایا مرا مسلمان خلق کردی، شیعه هستیم اهل بیت را دوست داریم قرآن را دوست داریم این ها نعمت هستند.از شرب خمر، قمار، میگساری بدمان می آید ،آیا این حالتها نعمت خدا نیست؟! آیا یک بار گفته ایم خدا را شکر؟!!این آیه می گوید حبب الیکم الایمان ؛ خدا شما را با غیرت آفرید،روایتی هست که ان الله غیور و یحب کل غیور؛  خدای متعال غیور هست و هر صاحب غیرتی را دوست دارد.منظور از غیور نه این که یعنی نسبت به زن و دختر و مادرش سخت گیر است! یعنی این که نسبت به ایمان مسجد نماز و جماعت...حساس و سخت گیر است! مسلمان،  اول خودش شرکت می کند و بعد این که دیگران را دعوت می کند به شرکت و اگر هم ببیند کسی متعرض شرکت در مسجد و جماعت میشود،ناراحت می شود.هم اهل مسجد است، هم دفاع میکند از قرآن و نماز و معنویت دفاع می کند و این ها نعمت کمی نیست!شخصی آمد محضر امام کاظم علیه السلام و گفت وضعم بسیار بد است....امام دیدند که بنانیست که این آدم با دادن درهم و دینار مشکل او حل شود لذا امام فرمودند: فلانی داراترین آدم در دنیای امروز کیست؟گفت: هارون الرشید؛ هارون بر نواحی گسترده ای حکمرانی داشت و تا حدی این گستردگی زیاد بود که ایران ما صرفا یک استان او بود! یک استانش عراق بود و یک استانش عربستان بود.خودش هم گفته بود که خورشید در ممالکی که من بر آن ها حکومت میکنم غروب نمی کند چون هم بر شرق حکومت می کنم  هم غرب!!مسلمانها تا فرانسه رفته بودند اسپانیا را و ...گرفته بودند....امام به این اصحاب خودشان گفته بودند که با این که میدانی هارون داراترین فرد است، آیا حاضری جای او باشی؟!.....
حال من جای آن اصحاب امام کاظم می گویم که به هیچ وجه حاضر نیستم! من قرآن را دارم شما اهل بیت را دارم، اعتقاد به قیامت را دارم، .....من رسول خدا و حب و دوستی او را د رقلبم را دارم و به هیچ وجه حاضر به تغییر جایگاهم نیستم!....امام فرمودند پس چقدر ناراحتی و اظهار عجز و ناتوانی می کنی ؟! گفت : یادم نبود..... و شادان بلند شد و رفت البته این که امام به او کمکی هم کرده باشند من نمیدانم چون حدیث ر اچندین سال پیش دیدم....البته من این را در توجیه فقر نمی گویم و از طرفی هم کارگزاران هم نباید به این بهانه ها مردم را د رفقر و فاقه نگهدارند به هر حال دین و ایمان مردم ربطی به کار آنها ندارد!علی ای حال حاکمیت موظف است زندگی مردم را تامین کند، مشکلات مردم را حل کند.اما من و شما باید که به این نعمتها توجه کنیم.الان مثلا به من و شما بگویند که حاضری ریاست جمهوری فلان کشور را قبول کنی ولی دیگر از نماز و روزه و قرآن  و مسجد و ....خبری نباشد، آیا حاضریم؟! این است که این آیه ، در واقع این نعمتها را به ما یادآوری میکند....شما اهل فسق و گناه نیستید شما اهل ایمان هستید و با اهل ایمان همنشین هستید آیا میدانید که چقدر این نعمت بزرگی است.
توجه به همنشین به عنوان شاخصی در گرایش ها و میزان مقبولیت اعمال
چقدر قرآن بر همنشین تاکید دارد!روز قیامت از اهل جهنم سوال می شود «ما سلککم فی سقر»به اهل جهنم گفته می شود چرا به جهنم آمده اید؟ در جواب می گویند:«لم نک من المصلین»؛ خدا ناموس دارد که غیرت دارد و یکی از نوامیس خدا، نماز است.«و لم نک نطعم المسکین» نه واجباتم را ادا کردم و نه خمسم را دادم و نه به فقرا توجه کردم«و کنا نخوض مع الخائضین» با اهل لغو و لهو و لعب نشستم.«و کنا نکذب بیوم الدین» و چهارمین مورد یعنی این که آرا م آرام قیامت را هم انکار کردیم.یا مثل برخی که معتقدند که این ها نعوذ بالله دروغ است؛ و این ها ساخته اهل سخنرانی است!!!به هر حال اهل جهنم می گویند به این چهار دلیل، ما اهل دوزخ شدیم.من روی نکته ای که می خواستم تاکید کنم، همنشینی با اهل لغو بود.البته من نمی گویم که انسان دور خودش دیوار بکشد! و با مردم فاصله بگیرد.هم ایمان را دوست بداریم و هم اهل ایمان را هم کفر و فسق و عصیان را دشمن بداریم هم اهل آنرا. چرا آدم با هر کسی حشر و نشر داشته باشد، پس امر به معروف و نهی از منکر برای کجاست؟!البته انسان باید مدیریت کند که هم صله رحم را داشته باشد هم این که دین و ایمان او هم حفظ شود اما اگر انجام صله رحم متضمن از بین رفتن ایمان خود و خانواده شود، این صله رحم باید قطع شود.مطالب امشب قدری پراکند بود، اول این که  زود قضاوت نکنیم؛اگر برخی رفتارها از بزرگان قابل توجیه برای خودمان نیست، زود قضاوت نکنیم.سر نماز و روزه و ...خالی نکنیم و دیگر این که قدر برخی نعمتها را بدانیم.و یادآوری کنیم این نعمتها را و شاکر باشیم، و نکته سوم این که مواظب همنشینی هایمان باشیم.
خدایا ما را با قرآن زنده بدار؛ با قرآن محشور فرما و ما را با معارف قرآن آشناتر بگردان ...
و الحمد لله رب العالمین 

-----------------------------------------------------------------------------------
شب ششم کلیک کنید

جلسه ششم 1400/02/30

بسم الله الرحمن الرحیم 
وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ 
و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طايفه‏ اى] كه تعدى مى ‏كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مى دارد .
زمان پیامبر زیاد طوایف با هم در ستیز بودند، طوایف اوس و خزرج به جان هم افتادند و خداوند این آیه را در سرزنش اینان نازل کرد.و خداوند به مومنان دستور میدهد که وقتی اختلافی روی میدهد، شما خودتان را د راین دعوا قرار ندهید.اگر طایفه ای تعدی کرد با او بجنگید و در عین حال محور باید عدالت باشد.
گاهی اوقات دو تا زن و شوهر یا دو برادر با هم دعوا می کنند.و طرف هر دو به طرفداری از دختر و پسر وارد عمل می شوند.و با این که شاید گاه آن دو نفر با هم صلح کرده باشند اما همچنان اقوام در جنگ وستیز هستند.به هر حال  چه کسی است که در این دعوا طرف حق را بگیرد؟ و قضاوت او براساس حق و عدالت باشد؟اگر این طوری باشد، که بسیار خوب است. و الا ....معمولا طرفداران عروس به طرفداری از او وارد   عمل می شوند  و طرفداران پسر به طرفداری از او وارد عمل می شوند  و این می شود تعصب جاهلی.و تعصب هم جاهلی است وهم مثبت است؛ مثلا غیرت یک تعصب پسندیده است.گر چه غیرت هم می تواند خوب و بد داشته باشد؛ ولی معمولا غیرت را د رجای خوب به کار می برند . مومنین ما نماز می آییم ؛ ما با معارف قرآن آشناییم و قرآن به گوش ما می خورد.مبادا به خاطر دیگران،  آدم جهنمی شود!!علامه مجلسی در بحار نقل می کند که خداوند قسم می خورد که به عزت و جلالم قسم تو را نمی بخشم ؛ تو ی مسجدی؟!!!!....خداوند می فرماید وقتی دو طرف با هم اختلاف پیدا می کنند سعی کنید بین آن ها صلح ایجاد کنید و کاملا عادلانه....ولی اگر یک نفر دارد تجاوز می کند و به حق خودش قانع نیست ،مقابلش بایستید.این از لحاظ فردی ، اگر این آیه را ببرید در ساحت سیاسی و اجتماعی مشخص می شود که بسیاری از مسلمانان در این باره خوب امتحان نداده اند!!در حادثه ای مثل عربستان و یمن واقعا مسلمانان چقدر به این آیه توجه کرده اند؟!به هر حال عربستان متجاوز و یمن هم مظلوم و با این که ایران به طرفداری از یمن وارد می شود و مقابل متجاوز می ایستد اما باز مساله از دید کلی متفاوت می شود و یا جریان غزه و اسرائیل یک طرف متجاوز و یک طرف مردمی بی دفاع که می خواهند از خود دفاع کنند و در برابر کشورهای اسلامی !!بسیاری که منتظرند برای اسرائیل کف بزنند.
به هر حال دستور قرآن این است که :«انما المومنون اخوة» خداوند می فرماید ممکن است که این دو طایفه به جان هم بیفتند، شما این ها را صلحشان دهید.و د رادامه می گوید واتقوا الله گاهی اوقات انسان در صلح دادن ، از جاده انصاف خارج می شود.مثلا رابطه را مقدم می کند بر ضابطه،و رابطه را بر شایستگی و صلاحیت مقدم می کند میگوید واتقوا الله لعلکم ترحمون؛ یعنی اگر این کار را نکنید ، جامعه می شود پر تشطط.من دو نکته را عرض کنم و بحث را جمع می کنم.
نکته ای که هست این که شاید برخی مدعی شوند که منظور قرآن، برادری ایمانی است که می گوید مومنان با هم برادرند . اما من معتقدم که منظور برادری انسانی است ؛ البته این مطلب قبلا بیان نشده اما من دیدم وقتی که قرآن از پیامبران یاد می کند، حضرت هود علیه السلام را برادر قومش حساب می کند و قوم او چه کسانی بودند؟یا راجع به حضرت نوح علیه السلام می گوید اذ قال لهم اخوهم....نوح قومش کافر بودند وصرفا دوازده نفر ایمان آوردند.و البته این هم نبود که جناب نوح پدری داشته باشد، که زن های متعدد داشته باشد که تمام قوم نوح با هم به نوعی برادر باشند، یا در خصوص حضرت صالح علیه السلام نیز قرآن چنین تعبیری دارد.و او  را برادر آنان میداند.به هر حال مرز اعتقادات هست اما در روابط اجتماعی ما یک برادری انسانی داریم. ما علاوه بر برادری ایمانی می توانیم یک برادری انسانی داشته باشیم آن هم در روابط اجتماعی. گاهی اوقات برادری مذهبی داریم مثلا من شیعه فلانی هم شیعه گر چه ممکن است من ایران باشم و او در عراق؛ و گاه یک برادری ایمانی؛که از دین شروع می شود می گوید من مسلمان شما هم مسلمان ممکن است یک طرف شیعه باشد؛ یک طرف سنی!
به هر حال برای نفس روابط اجتماعی این ارتباط نیاز است؛ امام زمان علیه السلام هم که تشریف می آورند، این نوع برادری را ترویج می کنند. و از روایات هم استفاده می شود که در زمان حضرت این گونه نیست که همه شیعه باشند، اما از عدالت امام بهره مند می شوند.همایشی د رواتیکان ایتالیا برگزار شد وهمایش معظمی بود، موضوع صحبت من این بود «خانه مشترک بشریت» و این د رحکومت مهدوی رخ می دهد.بعد که سخنرانی تمام شد یکی از کشیش های بلند پایه گفت این حرفهایی که شما می زنید بسیار جالب است. سخن بر سر این است که این هنر اسلام و ایمان است. باز یک کنفرانسی بود که این ها مهمان ما بودند د ر ایران در تهران، موضوع سخنرانی من همین بحث «برادری انسانی» بود.واقعا اگر بشر ادب معاشرت را بلد باشد، نه مجبو راست سوبسید بدهد  ما چه حقی داریم که از دین سوبسید بدهیم؟! اصلا چرا ما کا ر را به این مرحله برسانیم که از دین سوبسید بدهیم؟!.
به هر حال این برادری بار دارد. پیغمبر فرمودند برادری 30 حق را ایجاد میکند.للمسلم علی اخیه ثلاثون حقا؛ لغزشهای او ر اببخشد.برخی خدا نکند که به مرحله خشم برسند دیگر تمام محرمات الهی برای آنان حلال می شود.در ناراحتی ها و مشکلات با او مهربان باشد.حالا یا کمک یا تماس تلفنی ساده است یا کمک مالی است یا حل مشکلی است.اسرار او را پنهان دارد.اشتباهات او را جبران کند.این که انسان کاری کند و برای آن عذری بتراشد این بسیار خطرناک است.من بارها گفته ام که ابلیس بیچاره سجده نکردن بر آدم نشد،تیر خلاص را وقتی به خودش زد که برای خودش عذر آورد و کارش را توجیه کرد.گفت مرا از آتش آفریدی و آدم را از گل! و آتش بر گل فضیلت دارد پس به جای این که من برای او سجده کنم او باید که مرا سجده کند.خیلی از انسان ها بیچاره توجیه و عذرتراشی خود هستند.اما نقطه مقابل این عذرتراشی این است که انسان نه برای خود، بلکه برای دیگران در نزد خود عذری بتراشد؛ این پسندیده است. امام سجاد علیه السلام می فرمایند اگر ایراد و اشتباهی از کسی دیدی برایش عذری بتراش این کار نقطه مقابل این است که انسان برای کار خودش عذرتراشی کند!!ناموس او را حفظ کند، دعوت او ر ابپذیرد؛ اگر انعامی داد، قبول کند.
98سال قبل رژیم آل سعود در عربستان و وهابیت که حالا نتیجه آن شده داعش و بوکوحرام و گروه های تکفیری و یک نمونه جنایت آنان همین کار اخیر آنان در افغانستان است. آنان در آن سال بقاع متبرک را تخریب کردند. و این شد وضعیت فعلی قبرستان بقیع!!
الحمد لله رب العالمین