header

اصول فقه-تعارض ادله

جلسه 76
  • در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۹۸
چکیده نکات

قصه پُردامنه و انحرافی غالیان، متصوّفه و مرجئه
نکته ای در ارتباط با کریمه سوره مائده

استاد علیدوست - خارج اصول - تعارض ادله - اقتضای اسناد و اخبار در تعارض اخبار - روایات عرضه و طرح - آدرس سایت: a-alidoost.ir

برگه جلسه
صفحه  1654 و 1655
(جلسه هفتاد و ششم)
قصه پُردامنه و انحرافی غالیان، متصوّفه و مرجئه
در این مجال و برای این که کاربست و ارزش بیشتر و واقعی اخبار عرضه و طرح معلوم گردد، اشاره‌ای مختصر به جریانهای سه گانه مذکور در عنوان فوق در مجال حاضر مناسب می‌نماید.
منصوریه از پیروان ابومنصور عجلی از غلات است که قائل به نبوت پنج امام اول شیعه است. خود و شش نفر از فرزندان خود را نیز پیامبر می‌دانست و آخرین ایشان را «قائم» معرفی می‌کرد. به پیروان خود، دستور ترور مخالفان را می داد. همه زنان را حلال و بهشت و دوزخ را دو مرد می‌دانست که باید آن ها را دوست یا دشمن دانست. اباحی‌گری مطلق روا می‌داشت. می‌گفت: مردار، خون، خوک، قمار و غیر این‌ها از محرمات همگی حلال است. خداوند چیزی را برای ما تحریم نکرده است؛ مراد از این‌ها که در قرآن به کار گرفته شده است، اسامی مردانی هستند که خداوند، ولایت و دوستی با آن‌ها را حرام کرده است. چنان که در شرع، واجبی وجود ندارد و نماز، روزه و غیره همگی اشاره به مردانی است که ولایتشان واجب است؛ مردانی چون : امام علی، امام حسن  و امام حسین ـ علیهم صلوات الله.
  ابومنصور بارها مورد لعن امام صادق ـ علیه السلام ـ قرار گرفت و حضرت از او بیزاری جستند.1 
خطابیه پیروان محمد بن مقلاص اسدی، معروف به ابوالخطاب ـ از مهم‌ترین، گزافه‌گوترین و مؤثرترین فرقه از غلات است.2 البته جریان غلوّ، اختصاص به شیعه ندارد و در میان غیر ایشان نیز غالیانی وجود داشته‌اند.
علامه مجلسی نقل می‌کند: «کتب بعض اصحابنا الی ابی الحسن العسکری ـ علیه السلام ـ جعلت فداک یا سیدی! ان علی بن حسکه یدّعی انه من اولیائک و انک انت الاول القدیم... و یزعم ان الصلاة و الزکاة و الحج و الصوم کل ذلک معرفتک...
البته در موضعی دیگر به او نسبت داده شده که گفته: مراد از عناوین فوق، مردانی هستند که باید آن‌ها را دوست داشت (نه معرفت مردان). شبیه این وضعیت در کفایت ایمان و عدم شرطیت عمل در نجات، در باورهای گروهی از متصوفه و برخی از مرجئه حاکم بوده است.4  
واضح است که این باورها می تواند مورد نظر روایات عرضه و طرح باشد.
توضیح فوق روشن می‌سازد که برخی روایات مفسر واجبات و محرمات به اشخاص یا به نحوه ارتباط با آن‌ها ـ که گاه در تراث معروف شیعه راه پیدا کرده است5 ـ نباید تلقی به قبول گردد، هر چند ـ شاید و به ندرت ـ از سند معتبر نیز برخوردار باشد. 
نکته ای در ارتباط با کریمه سوره مائده
اکیدا باید توجه کرد که نکته موجه فوق‌الذکر نباید مانع قبول برخی اشارات قرآنی (البته با حفظ ظهور آن) که به گونه‌ای پیوند به تفسیر برخی محرمات به ولایت نااهلان می‌خورد، گردد. به عنوان مثال در آیه سوم از سوره مائده، چنین می‌خوانیم: 
*حرمت علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل لغیر الله به ... ذلکم فسق الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم ... فمن اضطر فی مخمصة غیر متجانف لاثم فان الله غفور رحیم *
در این آیه دو رفتار مورد سؤال است: 1. عدم ارتباط بندهای آن با یکدیگر چه توجیهی دارد؟ 2. ذکر «فان الله غفور رحیم» بعد از ارتکاب شخص مضطر آن چه را به آن اضطرار پیدا کرده، چه توجیهی دارد؟ بر مضطر واجب است که در حال اضطرار از محرمات الاهی استفاده بَرَد به طوری که اگر نبرد، مرتکب ترک واجب شده است و از واضحات است که بعد از انجام واجب (استفاده از مضطر الیه) «فان الله غفور رحیم» مورد ندارد، چیزی مثل «فان الله خبیر علیم» و... مناسب است. البته این اشکال نیز به اشکال اول ( عدم ارتباط بندهای آیه با یکدیگر) برمی گردد.
(پایان جلسه)
رفتار برخی مفسران در این پیوند
برخی قائل به عدم ربط فقرات شده‌اند:
توجه کنید: «سواء قلنا ان الآیه نازلة فی وسط الآیة فتخلّلت بینها من اول ما نزلت او قلنا: ان النبی ـ صلی الله علیه و آله ـ هو الذی امر کتّاب الوحی بوضع الآیة فی هذا الموضع او قلنا: انها موضوعة فی موضعها الذی هی فیه عند التالیف من غیر ان تصاحبها نزولا».6  و البته وجه آن را می‌توان حساسیت موضوع امامت و آیه آن دانست! و نسبت به رفتار دوم گفته شده: «...ان صفة المغفرة و مثلها الرحمة کما تتعلق بالمعاصی المستوجبة للعقاب کذلک یصح ان تتعلق بمنشأها و هو الحکم الذی یستتبع مخالفته تحقق عنوان المعصیة الذی یستتبع العقاب».7
اقتضای تحقیق
قائل شدن به عدم ارتباط بین فقرات آیه، هر چند ناممکن نیست لکن به عنوان آخرین گزینه باید باشد! چه اشکال دارد گفته شود: قرآن ظهوری دارد و اشاراتی. اشاراتی که گاه نماینده ‌ای دال و مشیر به مفاد آن در کنار ظهور آیه وجود دارد.



  1. ر.ک: غالیان (کاوشی در جریان‌ها و برایند‌ها تا پایان سده سوم)، صص 101 ـ 103.
  2. ر.ک: همان، صص 104ـ107.
  3. بحار الانوار، ج25، ص316.
  4. ر.ک: غالیان، ص127.
  5. ر.ک: کنز الدقائق، ج 1، مقدمه المولف، ص 4 و 5، روایت از داود بن کثیر رقی است که در حق او گفته شده: از ارکان غالیان است. هرچند هرچند برخی بر این مطلب ملاحظاتی دارند. (تنقیح المقال، ج 1، ص 414 و 415)
  6. المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، ص178.
  7. همان، ص194.

۸۰ بازدید

نظر شما

کد امنیتی
مطالب بیشتر...
دانلود صوت جلسه
چکیده نکات

قصه پُردامنه و انحرافی غالیان، متصوّفه و مرجئه
نکته ای در ارتباط با کریمه سوره مائده