مطالعات حدیثی و اقتضائات معاصر
- در تاریخ ۱۳ آذر ۱۴۰۴
- ساعت ۱۵:۱۷
- پرینت مطلب
خلاصه خبر :
دفتر تبلیغات اسلامی تهران - مطالعات حدیثی و اقتضائات معاصرقرآن بسندگی و تاریخ آن
ورود اسرائیلیات به جامعه اسلامی
اخباری گری در چهار دوران
تراث سوزی مدرن
عصر بارش و پالایش
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین
اللهم صل علی محمد و آل محمد و اهدنا لما اختلف فیه من الحق باذنک انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم
خدای بزرگ را شاکرم که توفیق داد تا در جمع شما بزرگواران باشم و ازدوستانی که باعث و بانی این نشست هستند، تشکر می کنم. از خدای بزرگ می خواهم که آن چه صلاح و سداد ماست بر ذهن و زبان بنده جاری فرماید.
از کهن ترین و ظرفترین بحث ها همیشه همین بوده است. هرچه زمان گذشته به ظرافت واهمیت بحث اضافه شده است. به هر حال کسی با شما صحبت می کند که با همه موسسات و همه موضوعات در ارتباط است . این بحث از مهمترین بحث ها است. اساتیدی که در این مرکز انتخاب شده اند از اساتید طراز هستند. بابت این نعمت جا دارد نماز شکر بخوانید. موضوع جلسه، مطالعات حدیثی یا رفتار با حدیث که در واقع یک نوع مطالعه عملی است.
طبق نقل بخاری، زمانی که پیامبر عظیم الشان اسلام، قلم و کاغذ طلب می کنند آن طرف می گوید حسبنا کتاب الله و در واقع از آن زمان بحث مبارزه با حدیث پایه گذاری می شود. ومبارزه هم می شود و نزدیک به صد سال با قدرت منع کتابت حدیث می شود و در واقع دوران منع کتابت حدیث است. یک نکته این است که کتابت حدیث از پیامبر ممنوع می شود ولی نقل احادیث یا خرافات از یهود عمدتا و از مسیحیت رایج می شود و قصه قصاصین مربوط به این جاست و اینها دستشان باز می شود که قبل خطبه های نماز جمعه بیایند و قصه های خود را بیان کنند!!از این جا بود که اسرائیلیات وارد فضای مسلمانان شد امثال کعب الاحبار یا تمیم الداری در زمان عثمان دیدند ایامی که به قصه پردازی می پرداختند کم است لذا دوشنبه را هم اضافه کردند که مردم از خرافات یهود بی بهره نباشد. درست است که بنی مروان بنی عباس نمی گذاشتند که احادیث ترویج شود، اما اهل بیت هم نگذاشتند این تراث از بین برود.
عجیب هم این است که این طرف تفکر که از زمان عمر شروع شد و آن مبارزه با حدیث بود، همچنان ادامه یافت.
ما همچنان قرآن بسندگی را داریم؛ البته من معتقدم که در خود حوزههای علمیه هم قرآن بسندگی وجود دارد. فعلا بر مبنای این نگرش روایات را متهم می کنند به مسیحیات و اسرائیلیات و اخیرا هم مجوسیات. در مناظره با آقای سروش یکی از جاهای اختلاف دار ما با ایشان این بود که ایشان معتقد بود ما روایاتمان ضعیف است. و معتقد بود ما روایات صحیحمان مانند انگشتری در تلی از زباله است. درست است که برخی حوادث پیش آمد عصر صادقین عصر بارش است؛ در این بارش ممکن است چیزهایی اضافه شود اما از زمان امام کاظم علیه السلام ما پالایش داریم. نقل تاریخی هست که یکی از افراد می گوید من کتاب نقل شده احادیث امام صادق و امام باقر علیهما السلام را نزد امام رضا بردم وایشان برخی را تایید و برخی را رد کرد.
شما سعی کنید در دوره های آموزشی که دارید این عصر پالایش و عصر بارش احادیث و دوره های مختلف حدیثی را دقت کنید. در کنار این جریان، جریان قرآن بسندگی یا ضعیف انگاری و اسرائیلیات پنداری و در جایی من تعبیر تراث سوزی را به کار بردم، وجود دارد.... و من معتقدم امثال آقای سروش کتابی را آتش نمی زنند اما کتاب سوزی مدرن دارند. یعنی کاری می کنند که جوان وقتی نگاه به کتاب ها می کند بگوید این همان تلی از زباله است.
صلاح الدین ایوبی کتاب آتش می زد اما فلان روشن فکر ما کتاب آتش نمی زند؛ بلکه تراث سوزی میکند و ضعیف انگاری میکند واعتقاد را میگیرد و در واقع او یک نه بزرگ هستند به تراث ...
یکی از مستشرقین زمان ناصرالدین شاه به ایران می آید و می رود و می گوید ناصرا لدین شاه در ایران یک صفر بزرگ است بر این اساس ما می گوییم اینها یک نه بزرگ اند. در کنار این جریان یک آنتی تز به حساب می آیند. گاه در درون دل هر تزی آنتی تزی هم به وجود می آید بنابراین در دل این قرآن بسندگی جریان اخباریگری به وجود میآید.
جریان اخباری گری از زمان امام صادق علیه السلام آرام آرام شروع می شود.
دو برادرند یکی زرارة بن اعین و دیگری حمران بن اعین است زراره عقل گراست و نصوص را کنار عقل می برد مثل یونس بن عبدالرحمن است ولی حمران برادر زراره اخباری است. یعنی این جریان از آن جا شروع می شود. وگاه این دو برادر با هم دعوا میکنند و نزد امام صادق می آیند و امام صادق حل و فصل می کنند. این جریان اخباری گری به دوران قرن چهارم و پنجم دوران شیخ صدوق می رسد. و شیخ صدوق یک محدث است و تعبیر نمی کند به اخباری گری می گویند عصر محدثین با اینکه شیخ مفید شاگرد شیخ صدوق هست ولی از دست صدوق عصبانی است و میگوید این استاد ما هر خبری که دستش بیاید هاضمه اش آن را هضم می کند. در تصحیح الاعتقادش حمله محترمانه به استاد خود میکند که این چه رویکردی است؟!
ابن جنید و حسن بن ابی عقیل این طرف جریان قرار میگیرند.
مدرسه بغداد مدرسه عقل گرا است و مدرسه قم مدرسه حدیث است و مرحله سوم دوران اخباریگری است امثال استرآبادی ها و ...قرن نهم دهم و یازدهم و قدری از قرن دوازدهم این جریان اخباری گری رونق زیادی پیدا میکند. و الان هم ما دوران اخباری گری جدید داریم . مگر ما باید هر مطلبی را که در قالب خبر واحد بود بپذیریم.
• بیان نمونه
مگر ما یازده روایت نداریم اگر شما مطلبی به دستتان رسید و خلاف قرآن بود، خلاف سنت پیامبر و یا خلاف عقول بود آن را کنار بگذارید..ایا روایت دختری که گرفتار شوهری شد که شوهر اهل هر رفتاری است و دختر باید صبر کند زیرا مبتلا شده و ...آیا این روایت خلاف عقل نیست؟!! همین که با خبر واحد بیان شده قابل قبول است؟!! مگر ما در قران نداریم:
֍وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ ۚ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ۚ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ֎
و هنگامی که زنان را طلاق دادید و به پایان عدّه خود نزدیک شدند، آنان را [با رجوع کردن] به طور شایسته و متعارف، نگه دارید یا [با ترک رجوع] به نیکی و خوشی رها کنید. و آنان را برای آزار رساندن و زیان زدن نگه ندارید تا بر آنان تعدّی و ستم کنید. و هر که چنین کند قطعاً به خود ستم کرده است. و آیات خدا را به مسخره نگیرید و نعمت خدا را بر خود و آنچه از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده که شما را به آن پند می دهد، به یاد آرید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا به همه چیز داناست.
البته بحث این است که بنده نمی خواهم روزنامه ای حرف بزنم بنده کسی هستم که بر فقه شیخ طوسی و شیخ مفید وفقه جواهری فقه علامه و فقه محقق.. تاکید دارم ولی از رویکرد ژورنالیستی هم افراد را برحذر می دارم. عجیب است که در اثر این روحیه دچار یک عقب گرد شده ایم.
• بحث طلاق قضایی؛ نمونه از توجه به مقتضیات
در این جریان طلاق قضایی را صاحب عروه و شیخ حسین حلی آن را مطرح و پیشنهاد می کنند اما فلان مسئول ما نمی فهمد!! و این به همین جریان اخباری گری برمی گردد. و جالب این است که حدود یکصد و پنجاه سال پیش این دو بزرگوار (سید یزدی و شیخ حسین حلی) درک می کنند که و پیشنهاد میدهند که حاکم میتواند طلاق قضایی را جایز بداند و جاری کند.بحث این است که ما باید این ها در یک نظام حلقوی و هرمی مطالعه کنیم و در کنار یک عقل قطعی قرار دهیم .
به هر حال قدم مبارکی برداشتید ولی ظریف است من از تعبیر ضرورت خطرناک استفاده میکنم .
انشالله اساتید دوره شما مطالب را خواهند گفت و انشاالله کار شما منشا خیری باشد و آیندگان از ثمره کار شما هم استفاده کنند. الحمد لله رب العالمین