فقه نظام اموال و عقود
- در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۴
- ساعت ۲۰:۰۳
- پرینت مطلب
خلاصه خبر :
مشهد مقدس مدرسه عالم آل محمد - فقه نظام اموال و عقودمسائل مطرح در این حلقه از فقه
مسائل مربوط به حقوق
مسائل مربوط به نظام اموال
حقوق قراردادها
حقوق تجارت
انفال
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
اللهم صل علی محمد و آل محمد و اهدنا لما اختلف فیه من الحق باذنک انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم
خدای بزرگ را شاکرم که توفیقی داده فرصتی را در این جمع فاخر و بسیار محترم باشم از عزیزانی که باعث و بانی این نشست بودند و شما بزرگواران که شرکت کردید، تشکر می کنم
فقه ما مثل هر دانش دیگری، هر جای آن را که دست بگذارید جای کار دارد و این مهم است که ما باورمان این باشد یا این که معتقد باشیم کار شده و ما دیر به دنیا آمدیم.
بنده عقیده ام این است که هرجای فقه که دست بگذارید جای کار دارد.
اصلا کدام دانش جای کار ندارد؟این جمله را از حقیر داشته باشید که مثل دانش مثل علم باری است لا یتناهاست برای کار کردن مگر نه این است که برخی معتقدند اصول فقه فربه شده و جای کار ندارد بیایید من تا غروب برای شما از مسائلی حرف بزنم که در این حیطه در دانش اصول فقه از آن ها صحبت نشده است.
بحث گستره شریعت یک نمونه از آن است یا انتظار بشر از دین یا دین از بشر آیا در فقه به کار می آید یا نه؟
گستره شریعت یا گستره تقلید آیا در فقه به کار می آید یا نه؟
همین اصولی که آقایان اعتراض می کنند بنده معتقدم هنوز دفتر اولش نوشته شده و دفتر دوم و سوم آن هنوز مانده است.
در همین بحث فقه نظام اموال و عقود بسیار کار انجام نشده مانده است.
یا بروم سراغ فقه سیاسی چه سوالات مهمی که د رفقه سیاسی است یا در فقه خانواده یا در فقه تربیت فقط مهم این است که انسان باید اهل نوآوری و کار باشد و انسان نباید احساس کند که دیر به دنیا آمده باشد.
ما الان در دوره ضرورت تمحض و تمرکزیم من نمیگویم تخصص.
زمانی می گفتند کارها باید تخصصی باشد، اما الان گفته می شود که باید تمحض و تمرکز داشت یعنی عمیقتر و تخصصی تر.
شما الان متخصص فقه هستید به این معنا که ضوابط دستتان است و اگر وقت بگذارید میتوانید نظر بدهید و معنای تخصص یعنی همین و تخصص یعنی صاحب نظر نه این که کسی که یک دنیا مطلب حفظ است ....
اما الان تخصص دیگر باید رفت و از آن عبور کرد و رفت سراغ تمرکز و تمحض و فلسفه این مدرسه همین است یعنی اگر ما ضرورت تمحض و تخصص را برداریم این مدرسه محلی از اعراب ندارد.
شما در هر تمحضی هم که بروید جای کار دارد. من گاهی شوخی میکنم و می گویم قصه حسین کرد هم کسی در آن نوآوری داشته باشد می تواند کار کند و حرفی برای گفتن داشته باشد. به هر صورت کل دانش ها جای کار دارد.
مهم این است که این مطلب که کدام حلقه جای کار دارد این از ذهن شما کنار برود . هر حلقه ای و هر موضوعی جای کار دارد. که توضیح هم دادم از جمله حلقه هایی که مطرح است جزء حلقه های اولیه است. حلقه نظام اموال و عقود است .............
در حلقه نظام اموال بحثهایی مثل انفال ، منابع عمومی ، بیت المال و حدود اختیارات شخص حدود اختیارات دولت و بحثهایی که مربوط به اموال است شما فقط بحث انفال را در نظر داشته باشید که چقدر بحث دارد. وخوشبختانه ادبیات تولید شده هم زیاد داریم.
این رشته نظام اموال ادبیات دارد و یک فاضل د رآن چارچوب میتواند حرکت کند.
من یک نگرانی دارم در برخی کلاسهای درس خارج که حالت درس خارج نداشته باشد.
بحث این است که درس خارج ، درس بررسی ادله است. آیه ، روایت ، سند ، دلالت و تعارض ادله و مدیریت ادله بحث شود ولی در بحث اموال این مشکل حل است و علت این که گفتیم نظام اموال چون می خواهیم سیستماتیک نگاه کنیم . نه اتمیک مطالعه شود مثلا در انفال چند مساله بحث شودما مثلا انفال را به عنوان سیستم اقتصادی در اسلام مطالعه کنیم . لذا شد نظام اموال و در عقود بیشتر بحث قررادادهااست که چه خبر است ....
قراردادهای خصوصی ، قراردادهای بین المللی ،حقوق تجارت ، حقوق مدنی و همین چیزهایی که آشنا هستید و لذا نهایتا دوستان به این رسیدند که این را جدا کنند اما به هرحال این دو بحث در مبانی تداخلهایی هم دارند.
بحثی در فقه نیست که تا این اندازه نیاز به کار داشته باشد.
یعنی اگر همه ساحتهای فقه نیاز به کار دارد، عقود و اموال بیشتر نیاز به کار دارد.
ولی مقدمه ای را هم که گفتم فراموش نشود ، که هیچ جا نیست که جای کار نداشته باشد.
در فقه بسیار کار شده و علمای ما بیکار نبودند . غیر منصفانه است که بگوییم علما کم کار کردند ولی بسیار مانده اما این کار در بحث اموال و عقود بیشتر به نظر می رسد که می طلبد که نگاه شود و کار شود. اگر این مبحث را به عنوان تمحض وتخصص انتخاب کردید باید به کار چسبید و کار کرد .
بحث بررسی ادله عام قراردادها از جمله مباحثی است که در این حیطه بسیار جای کار دارد . علمای ما در فقه اموال و عقود دو نوع کار کردند یکی بحث از قواعد فقهیه عقود و اموال است مثلا جناب بجنوردی وقتی قاعده سوق را مطرح می کند یا اصل اولی در اموال را مطرح می کند . یا قاعده ید را مطرح می کند قاعده است به همین سبک و سیاق آقای مراغی آقای نراقی قبل از همه این ها شهید اول در القواعد و الفرائد و اخیرا هم میدانید که یکی از دوستان فاضل ما آقای سبزواری بیست جلد قواعد برای من هم فرستاده و حدود سیصد و خرده ای قاعده را بحث کرده که عمده آن همین بحث عقود واموال است.
یک شکل دیگری از بحث داریم که شما می گویید اتمیک ...
یعنی مساله – مساله مثل مکاسب شیخ ....
مکاسب شیخ قواعد فقهیه نیست ؛ به همین سبک و سیاق مکاسب آقای خویی مکاسب مرحوم امام بحثهایی است که اتمیک است مثلا بیع چیست و شرایط متعاقدین و شرایط عوضین و احکام این ها و خیارات ...مساله – مساله جلو میروند اما دو کار مانده است : یکی بحث نظام است اگر ما قائل باشیم که نظام داریم .
کسانی هستند که معتقدند ما نظام نداریم!!
اما بنده عقیده ام این نیست و در کتاب جدید روش شناسی بنده گفتم که اسلام نظام اقتصادی دارد نظام اداره اموال دارد و این طور نیست که یک سری قواعد کنار هم گذاشته شود و یک سری هم مساله – مساله ...
بحث نظام اموال و عقود است نظام خانواده است و یک بحث دیگر ، بحث ادله عام قراردادها است.
بنده دو کتاب دارم، فقه وحقوق قراردادها؛ ادله عام روایی و ادله عام قرآنی .
در این دو کتاب نه قواعد بحث شده و نه بحث اتمیک ...
من میدیدم که بزرگان ما ادله را بحث نمی کردند و دلیل محور نبودند و لذا بنده به شیخ اعظم انتقاد داشتم که چرا شما اول مکاسب با حدیث تحف العقول شروع می کنید...
که مرحوم ایروانی ایراد می گیرد که این حدیث به کلام علما اشبه است تا کلام معصوم و سند هم ندارد برای چه شما با این عبارت شروع می کنید آیت الله جواد تبریزی می فرماید ایکاش شیخ اعظم مثلا پنجاه صفحه را اختصاص میداد به بحث اوفوا بالعقود یا احل الله البیع یا الناس مسلطون یا نهی النبی عن بیع الغرر و بعد خودش وارد می شود و نصف صفحه بحث می کند و رها می کند . مرحوم آقای منتظری دیدم این انتقاد را دارد ایشان صدو ده بیست صفحه بحث می کند . یک کاری که در نظام اموال و نظام عقود بحث کنید مباحثی مثل المومن عند شروطهم یا مثل آیه نفی سبیل لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا....جای کار زیاد است
این دو کتاب آماده است در کتاب اول پنج آیه گفته شده که بنا بر این بود که ادله عام بیان شود نه ادله خاص ..
اما اوفوا بالعقود .....یا.... احل الله البیع .....یا لا تاکلوا اموالکم بالباطل ...
در روایات هم باز روایات عام
الناس مسلطون ....نفی غرر.... المومنون عند شروطهم با شش یا هفت روایت آمده
و اسم آن هم هست فقه و حقوق قراردادها که طبیعتا هم به درد عقود می خورد هم به درد اموال مثل اوفوا بالعقود که مربوط به عقود است و الناس مسلطون که مربوط به اموال است .
این بستگی به مدرسه دارد که چگونه برنامه ریزی کند و به چه نحوی با شما تعامل داشته باشد.
من باشم (نه از باب تفاخر ؛ که مصلحت شما بیش از این حرفها است) این دو کتاب را می بینم .
مرحوم شیخ در الناس مسلطون پنج یا شش رفتا ردارد.
یک جا الناس مسلطون را برای رفع شک قبول دارد. آیا میدانید این قضیه در فقه ما چقدر اثر دارد؟!
اگر ما پذیرفتیم که الناس مسلطون.... می تواند رفع شک کند تمام این قراردادهایی که روزانه بسته می شود و جدید است اگر شک در صحتش داشته باشیم با الناس مسلطون میتوانیم ما آن را حل کنیم .
کاری که آقای آخوند کرده است. اما اگر بقول مرحوم امام گفتیم الناس مسلطون علی اموالهم لا علی احکامهم قضیه متفاوت می شود.
این یک کار اساسی است که هم مبنااست برای فقه عقود هم مبنااست برای نظام اموال ...البته بعد طبیعتا کسی بخواهد کار کند ممکن است جدا شود در حالی که بحث عقود، موضوعش، قراردادهااست بحث اموال، موضوعش اموال است . شما در عقود، انفال را نمی خوانید ولی در اموال ، قراردادها را نمی خوانید البته برخی جاها هم به هم نزدیک می شوند بیشتر در مبانی؛ د رمبانی اشتراکاتی دارد برای کسی که می خواهد کار کند.
تفاوت کار شما با فقه الاقتصاد چیست؟
بحث گسست فقه اموال و عقود از فقه اقتصاد بحثی است .
البته مدرسه بحث فقه الاقتصاد هم دارد و نمیدانم کلاس توجیهی آن را هم گذاشته اند یا نه؟
در فقه الاقتصاد که شما مسلما علم الاقتصاد را که نمی خوانید؟
علم الاقتصاد دانش مخصوص خودش هست و مبتنی هم بیشتر بر ریاضیات است. شما یک مرزی که باید بگذارید همین است که در فقه الاقتصاد تعینات خاص خود را دارد .
بنده عضو کمیته بورس هستم و آن جا وقتی مباحث اقتصادی از منظر فقهی مطرح می شود معلوم میشود که مسائلی که در اقتصاد داریم و ما باید فقهیا جواب بدهیم زیر مجموعه مباحث فقه الاقتصاد است.
بحث «رپو» که شبیه بحث «عینه» ما است از جمله مباحثی است که در آن جلسات مطرح شده بود بیع العینه ما است ...که در این باره بحث و گفتگو شد . همین هفته گذشته بحثی داشتیم راجع به شرکتها اگر خرید صرفه جویی باشد مثلا یک شرکتی سنگ آهن بافق یا ایران خودرو که می گویند مثلا ما تاسیساتی می اوریم که در مصرف برق و آب صرفه جویی شود و بعد می خواهد از این طریق امتیاز بگیرد و این امتیاز را در قالب سهام به سهامداران می فروشد! یک بحث این بود که مگر این ها از قبل سهمیه دارند؟ مثلا سنگ آهن بافق بگوید من باید این همه انرژی مصرف کنم و حال که نمی کنم ، این را می فروشم وسود می کنم و بحث مفصلی در این باره بود. آقای مصباحی مقدم برای این بحث انتخاب شده بود که ایشان تخصصش این است.
که ایشان بهترین نیرو برای این مباحث است . برای بحث فقه الاقتصاد به هر حال بحثهای خودش را دارد ...
انواع و اقسام شرکتها ...
که زیر مجموعه بحث بورس است
شرکتها یک حیث عقدی دارد که می رود زیر مجموعه عقود و یک حیث ورود به بورس و فرابورس دارد و میرود در همان بحث فقه الاقتصاد یا
بحث معاملات ابزارهای مشتقه ....
ما خیلی روی این بحث کار کردیم و در واقع جهان اسلام روی این موضوع کار کرده است. مجمع فقه جده که امسال بیست و ششمین جلسه آن در دوحه بود، خود بنده هم شرکت کرده بودم با موضوع الحوکمة الشرعیة فی الاقتصاد المالیة المعاصرة که موضوع مقاله بنده بود، این ها بحثهایی است که در فقه الاقتصاد مطرح است که البته شاید شما درگیر نشوید و بحثهای شما بحثهای عقود است که اشاره کردم که بحث اموال است سعی کنید ببینید چه کم دارید آن ها را دنبال کنید. آنها را دنبالش باشید. اولا این هایی که داریم باید آشنا باشید و بحثی در این نیست. یعنی کسی بیاید در فقه عقود و اموال و مکاسب را نداشته باشد واقعا جای ایراد دارد. مگر بازی است؟!! مکاسب مثل موم در دستش باشد یا بحث علما در دستش باشد منتها سعی کنید ببینید چه مانده و باقی است؟
سوالی که الان دنیا از ما می پرسد این است که فرض کنید من خانه شما را یک ماه پیش خریدم و آن موقع ده میلیون کلاه سر من رفت .
می بایست می خریدم نود میلیون و خریدم صد میلیون الان متوجه شدم و یکماه گذشته است؛ الان همان خانه شده دویست میلیون الان به سود من نیست فسخ کنم ....
به هر حال مکاسب باید به درد اقتصاد هم بخورد. اگر بگوید میخواستی حواست را جمع کنی؛
بحث این است که بنده خدا بالاخره مغبون شده و حواسش را هم جمع کرده بوده اما به هر حال این طور شده است.
اگر بگویید این صرفنظر کند ده میلیون پول اضافه داده به دلار و طلا حساب کنید همین یکماه پیش ...
این داستان چه می شود؟ این که گفته می شود در عوض سود کرده ما مخالف نیستیم ولی آن موقع میتوانست با صد میلیون خانه ای بخرد که الان دویست و پنجاه میلیون باشد. جالب هم این است که مبنای غبن هم قرآن و روایت هم که نیست بلکه مبنای غبن، ضرر است و بالاخره سوال این است که یک ماه پیش ضرر کرده یا نه؟
شما می گویید در عوض سود کرده است....ما می گوییم حالا چه ربطی به یک ماه پیش دارد؟!
بحث این است که من از فقه دفاع می کنم اما بحث این است که من از فقهی دفاع می کنم که بتوان دفاع کرد.
اگر کسی مثل سید مدعی شد در خیار غبن هم ارش معنا دارد، هیچ اشکال ندارد و به هیچ جا هم بر نمی خورد.
مگر طلاق قضایی را اول بار سید مطرح نکرد یا همین بحث تورم ............
برخی با این که معتقد بودند در هر حال در تورم هزینه ها، باید خمس هم با توجه به سودی که از این راه عاید می شود حساب شود در تطبیقات عرف، تورم را حساب میکند و ممکن است این بحث جای نقد داشته باشد .با این که نظر بنده حتی مخالف نظر استادم سلمه الله حضرت آیت الله وحید بود اما الان برخی آقایان تورم را به مقدار متعارف پذیرفتند.
بنده کم مورد هجمه و حمله در قم نیستم حرفم همین است و بحث ما خروج از انضباط فقهی نیست اصلا ....اما فقه پاسخگو، یعنی فقهی که حوادث واقعه را در نظر بگیرد فقهی که واقع بین است.
همه را هم ببیند شما فقه جزا را دیدید یا نه ...مگر نمی گویید دیه یک نفر صد شتر است؟مگر جمهوری اسلامی در قانون جزای اسلامی فعلی این را نمی گوید؟ صد شتری که امام علیه السلام می گویند آن صد شتری است که معادلش دویست گاو یا معادلش هزار گوسفند باشد این روایت است ما نبایداین را توجه کنیم ؟ الان صد شتر به هفتاد یا هشتاد گاو هم برابری نمی کند.
شاید صد بار من این روایات را زیر و رو کردم بدون مبالغه اما همه را ببینید.شتری که امام می گویند شتری بود که معادل دو گاو بود و ده گوسفندولی الان شتر، کارکردش عوض شده است. شتر یک زمانی وسیله بار بود. شیر و پوست و گوشت و همه چیز او مطبوع بود حتی ازبول آن هم استفاده دارویی می شد............
اما الان فقط گوشتش مانده است....
لذا الان بنده نظرم دیه یک نفر با توجه به واقعیات معاصر صد شتر با کارکرد فعلی نیست لذا می خواهم بگویم ما باید نگاهمان باز باشد ...نگاه جامع داشته باشیم همه مسائل را ببینیم البته بعد هر چه گفتیم همان می شود حکم الهی جالب این است که گاو وگوسفند و طلا کارکردش عوض نشده است.
یا همین حله یمنی یا نقره ....
در هر صورت هر جا دست بگذاریم جای کار دارد بحث حدود اختیارات دولت خیلی بحث مهمی است.
دولت اسلامی یا غیر اسلامی.... اصل اولی در اموال...اصل اولی در اموال ..مالکیت دیگران ...به نظر شما ما میتوانیم بگوییم غیر مسلمان یا غیر شیعه مالش محترم هست یا نه طبق نظر برخی ما میتوانیم برویم مثلا ژاپن و دزدی کنیم!!! چون آنها مسلمان نیستند و اموالشان هم محترم نیست!!!!
الان بحث این است که عده ای یا فقه بسیار متصلب دارند یا برخی فقه پوپولیستی و ژورنالیستی دارند و این هر دو اشکال دارد باید معتدل بود.
الان فقه بسیاری نسبتی با فقه شیخ طوسی و شیخ مفید ندارد بسیار اشعری است .
و هیج نسبتی با فقه علامه حلی و محقق ثانی ندارد.
و رسما هم می گویند ما نه درک عقل را می فهمیم نه مصالح و مقاصد را می فهمیم!!!!
نه از انضباط فقهی بیرون برویم نه این که یخ زده و متجمد باشیم ...
صاحب جواهر به فقه میرزای قمی که می رسد می گوید فقه الاعاجم چون معتقد بودند غیر عرب دقت هایی دارد که به فقه لطمه می زند اما واقعیت این نیست و بنده به صاحب جواهر می گویم باید اقتضائات زمان و مکان را هم در نظر داشت.
باید همه جوانب را دید اقتضای زمان و مکان ، حوادث واقعه ...
هر حلقه ای را که انتخاب کردید این موارد را در نظر داشته باشید.
الحمد لله رب العالمین