header

اصول فقه-تعارض ادله

جلسه 77
  • در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۳۹۸
چکیده نکات

رفتار برخی مفسران در این پیوند
اقتضای تحقیق
نکات پایانی بحث از روایات عرضه و طرح
1. اراده موافقت حرفی و لفظی یا موافقت با روح قرآن
2. موافقت با سنت مسلّم یا عقول قطعی
3. لزوم یا اولویت احتیاط در رد اخبار بدون مبرر لازم برای رد
4. وضعیت برزخ
5. مقایسه‌ای ظریف
روایات حب
6. روایات من بلغ

استاد علیدوست - خارج اصول - تعارض ادله - اقتضای اسناد و اخبار در تعارض اخبار - روایات عرضه و طرح - آدرس سایت: a-alidoost.ir

برگه جلسه
صفحه 1655 و 1656 و 1657 و 1658
توضیح فوق روشن می‌سازد که برخی روایات مفسر واجبات و محرمات به اشخاص یا به نحوه ارتباط با آن‌ها ـ که گاه در تراث معروف شیعه راه پیدا کرده است1 ـ نباید تلقی به قبول گردد، هر چند ـ شاید و به ندرت ـ از سند معتبر نیز برخوردار باشد. 
نکته ای در ارتباط با کریمه سوره مائده
اکیدا باید توجه کرد که نکته موجه فوق‌الذکر نباید مانع قبول برخی اشارات قرآنی (البته با حفظ ظهور آن) که به گونه‌ای پیوند به تفسیر برخی محرمات به ولایت نااهلان می‌خورد، گردد. به عنوان مثال در آیه سوم از سوره مائده، چنین می‌خوانیم: 
*حرمت علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل لغیر الله به ... ذلکم فسق الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم ... فمن اضطر فی مخمصة غیر متجانف لاثم فان الله غفور رحیم *
در این آیه دو رفتار مورد سؤال است: 1. عدم ارتباط بندهای آن با یکدیگر چه توجیهی دارد؟ 2. ذکر «فان الله غفور رحیم» بعد از ارتکاب شخص مضطر آن چه را به آن اضطرار پیدا کرده، چه توجیهی دارد؟ بر مضطر واجب است که در حال اضطرار از محرمات الاهی استفاده بَرَد به طوری که اگر نبرد، مرتکب ترک واجب شده است و از واضحات است که بعد از انجام واجب (استفاده از مضطر الیه) «فان الله غفور رحیم» مورد ندارد، چیزی مثل «فان الله خبیر علیم» و... مناسب است. البته این اشکال نیز به اشکال اول ( عدم ارتباط بندهای آیه با یکدیگر) برمی گردد.
(جلسه هفتاد و هفتم)
رفتار برخی مفسران در این پیوند
برخی قائل به عدم ربط فقرات شده‌اند: 
توجه کنید: «سواء قلنا ان الآیه نازلة فی وسط الآیة فتخلّلت بینها من اول ما نزلت او قلنا: ان النبی ـ صلی الله علیه و آله ـ هو الذی امر کتّاب الوحی بوضع الآیة فی هذا الموضع او قلنا: انها موضوعة فی موضعها الذی هی فیه عند التالیف من غیر ان تصاحبها نزولا».2 و البته وجه آن را می‌توان حساسیت موضوع امامت و آیه آن دانست! و نسبت به رفتار دوم گفته شده: «...ان صفة المغفرة و مثلها الرحمة کما تتعلق بالمعاصی المستوجبة للعقاب کذلک یصح ان تتعلق بمنشأها و هو الحکم الذی یستتبع مخالفته تحقق عنوان المعصیة الذی یستتبع العقاب».3
اقتضای تحقیق
قائل شدن به عدم ارتباط بین فقرات آیه، هر چند ناممکن نیست لکن به عنوان آخرین گزینه باید باشد! چه اشکال دارد گفته شود: قرآن ظهوری دارد و اشاراتی. اشاراتی که گاه نماینده ‌ای دال و مشیر به مفاد آن در کنار ظهور آیه وجود دارد.
حال اگر در این آیه، نظر خداوند افزون بر بیان تحریم شرعیِ میته و غیر آن، نظر به بیان حرمت تحلی به حکومت میتة، خون و خنزیر و کسانی که برای غیر خدا صدا بلند کردند و چون درنده، دریدند و خوردند و... نیز داشته باشد و ناظر به این باشد که تنها ولایت الاهی ـ که اهلّ لله به و ذکّی و طهّر ـ مشروع است، هیچ مشکلی پیش نمی‌آید. البته اگر ولایت جایر را شخصی ـ للاضطرار او المصلحة ـ پذیرفت که ـ بالطبع ـ خالی از برخی محذورات و ستم‌ها نیست، خداوند از باب «هذا بهذا» می‌بخشد.
با این بیان تمام اجزای آیه به یکدیگر مرتبط می‌گردد. ضمنا فراز دوم کلام المیزان دو بخش داشت: قسمت اول؛ «ان صفة المغفرة و مثلها الرحمة کما تتعلق بالمعاصی المستوجبة للعقاب» این بخش روشن و غیر محتاج به بیان است و قسمت دوم که کارگشا در مجال حاضر می‌نماید نه بیّن است و نه مبیّن بلکه چندان مفهوم هم نیست!
البته آن چه بیان گردید، هر چند تفسیر به رأی نیست و استفاده از اشارات قرآن است که متکی به برخی لطایف فهم می‌گردد، بیان می‌شود، لکن نباید بی‌حساب و کتاب تلقی گردد و ادعای آن به یک جریان و رویه تبدیل شود.
به هر حال، آن چه در ذیل این آیه بیان گردید، ربطی به تفسیر خود واجبات و محرمات به اشخاص یا به ولایت آن‌ها و ترخیص واجبات و تحلیل محرمات ندارد.
نکات پایانی بحث از روایات عرضه و طرح
1. اراده موافقت حرفی و لفظی یا موافقت با روح قرآن
در بیان‌های گذشته موافقت روایتی با قرآن به دو نحو تصور شده (با توضیحاتی که گذشت) لکن با تحقیقی که ما صورت دادیم هر دوی این فرض می‌تواند منظور در روایات عرضه و طرح باشد، بدون این که هیچ محذوری از محذوراتی که گروه دوم پنداشته بودند، پیش آید.
2. موافقت با سنت مسلّم یا عقول قطعی
در برخی از روایات موافقت با سنت مسلم یا عقول قطعی هم بود. البته روایت موافقت با عقول ضعیف و روایت موافقت با سنت، معتبر بود. واضح است که با توضیحی که از گستره موافقت با کتاب داده شد، نیازی به اضافه کردن موافقت با سنت ( و عقول) نیست هرچند مضر به مطلب مورد ادعا هم نیست. بی جهت نیست که عموم روایات باب از این اضافه خالی هستند.
3. لزوم یا اولویت احتیاط در رد اخبار بدون مبرر لازم برای رد 
واضح است که هر چند اخذ به هر خبر ناموجه و مخالف نظر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است، اما نباید در رد اخبار هم عجله کرد و تا میتوان باید توجیه (البته معقول و موجه) نمود. 
 البته توجیه اخبار دقت و  تضلع عمیق می‌خواهد؛ چنان که رد آن ها نیز شهامت برخاسته از آشنایی عمیق با تراث را می‌طلبد.
به هر حال در اخذ، رد، توقف و توجیه (هر کدام مجالاتی دارد) نباید بدون مایه اقدام کرد. 
4. وضعیت برزخ
در برخی روایات وارد شده است که محبّ اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در آخرت نجات (یا : بالاخره نجات) می‌یابد، لکن در برزخ مبتلا به عذاب می‌شود.4 
واضح است که این روایات منافات با گفته ما (عدم صحت تامین از عقاب برای محبّ معصیت کار، پس از مرگ)  ندارد و اگر گاه تعبیر به آخرت شده است، منظور مقطع پس از مرگ است.
5. مقایسه‌ای ظریف
قبلا بیان کردیم که روایات مفسر واجبات و محرمات به اشخاص و حبّ و بغض آن‌ها گاه در تراث ما هم وارد شده است. در این مجال موردی ذکر می‌گردد که از همین قبیل می‌نماید و روایتی بیان می‌شود که در نگاه اول شبیه آن می‌نماید، لکن با دقت معلوم می‌گردد که با آن متفاوت است و مفاد آن قابل قبول و موافق قرآن است. 
اما حدیث اول:
«عن الشیخ ابی جعفر الطوسی باسناده الی الفضل شاذان، عن داود بن کثیر قال: قلت لابی عبدالله ـ علیه السلام: أنتم الصلاة فی کتاب الله عزوجل؟ و أنتم الزکاة؟ [و انتم الصیام؟] وانتم الحج؟ فقال: یا داود! نحن الصلاة فی کتاب الله ـ عزوجل و نحن الزکاة و نحن الصیام و نحن الحج «و نحن الشهر الحرام» و نحن البلد الحرام و نحن کعبة الله و نحن قبلة الله و نحن وجه الله، فقال الله تعالی: «فأینما تولوا فَثَمّ وجه الله». و نحن الآیات و نحن البینات و عدونا فی کتاب الله، الفحشاء و المنکر و البغی و الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام و الاصنام و الاوثان و الجبت و الطاغوت و المیتة و الدم و لحم الخنزیر...».5 
گفتنی است که داود بن کثیر به شدت متهم به غلوّ است.
البته روایت را جناب بحرانی به داود بن فرقد نسبت داده است که وضعیت بهتری نسبت به داود بن کثیر دارد.
و منبعی هم که نقل می‌کند مثل منبع مرحوم مشهدی از شیخ طوسی است، لکن به مصدر اصلی (شیخ طوسی) نه مشهدی آدرس داده است و  نه بحرانی تا به وضعیت نسبت پی ببریم. در جستجو از برخی نرم افزارها هم چنین حدیثی در کتاب‌های شیخ طوسی دیده نشد! 
روایت دوم از فضل بن شاذان است با این عبارت (با واسطه):
«عن ابی عبدالله ـ علیه السلام ـ انه قال: نحن اصل کل برّ و من فروعنا کل بر و من البر التوحید و الصلوة و الصیام و کظم الغیظ و العفو عن المسییء و رحمة الفقیر و تعاهد الجار و الاقرار بالفضل و اهله و عدونا اصل کل شر و من فروعهم کل قبیح و فاحشة فهم الکذب و النمیمة و البخل و القطیعة و اکل الربا و اکل مال الیتیم بغیر حق و تعدی الحدود التی امر الله عزوجل و رکوب الفواحش ما ظهر منها و بطن من الزنا و السرقة و کلما ذکر من القبیح و الکذب فهو متعلق بفرع غیرنا».6 
در این روایت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ اصل و بن حقایق و خیرات و واجبات؛ و دشمنان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در نقطه مقابل قرار گرفته‌اند. بدون این که واجبی جایزالترک یا حرامی مباح قلمداد گردیده باشد. و این مفاد، صحیح و مدلول نصوص معتبر است.
6. روایات من بلغ
گاه توهم می‌شود که روایات من بلغ مصحح قبول و نقل روایاتی است که در تحقیق فوق عرصه  بر آن تنگ شد.
واضح است که بر فرض پذیرش اخبار من بلغ، این اخبار سخت‌گیری در اسناد روایات مبین ثواب‌ها (و احیانا فتوا به مستحب بودن آن‌ها)7 را رد می‌کند و فهمنده نص را دعوت به تسهیل در این امر می‌نماید؛ لکن این امر ربطی به تصحیح مفاد روایاتی که مشکل دلالی دارند، ندارد! روایاتی که در تحقیق فوق عرصه بر آن‌ها تنگ گردید، فارغ از اعتبار سند یا عدم اعتبار سند آنها، مشکل دلالی داشت و اخبار من بلغ از این جهت هیچ دلالتی ندارند.
بحث را در این مسأله، در حالی تمام‌شده، تلقی می‌کنیم که مجال گفتگوهای بیشتر در فروع مختلف آن وجود دارد.آن‌ها را به دیگران وا می‌گذاریم.
آن چه تاکنون بیان گردید8 بررسی موردی (یک دلیل یا چند دلیل) ادله بود. در مجال آتی از مفاد مجموعه نصوص موسوم به «اخبار علاجیه» (بررسی سیستمی و مجموعی) گفتگو خواهیم کرد.
(پایان جلسه)


1. ر.ک: کنز الدقائق، ج 1، مقدمه المولف، ص 4 و 5، روایت از داود بن کثیر رقی است که در حق او گفته شده: از ارکان غالیان است. هرچند هرچند برخی بر این مطلب ملاحظاتی دارند. (تنقیح المقال، ج 1، ص 414 و 415)
2. المیزان فی تفسیر القرآن، ج5، ص178.
3. همان، ص194.
4. ر.ک: بحار الانوار، ج68، ص115، ح36؛ ص114، ح33؛ ص119و 200؛ ج67، ص237، ج6، ص157؛ و...
5. تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج1، ص4و5.
6. همان، ص 23.
7. البته به نظر ما این برداشت از اخبار من بلغ صحیح نیست.
8. از ص1609(=3117) تاکنون.


۶۷ بازدید

نظر شما

کد امنیتی
مطالب بیشتر...
دانلود صوت جلسه
چکیده نکات

رفتار برخی مفسران در این پیوند
اقتضای تحقیق
نکات پایانی بحث از روایات عرضه و طرح
1. اراده موافقت حرفی و لفظی یا موافقت با روح قرآن
2. موافقت با سنت مسلّم یا عقول قطعی
3. لزوم یا اولویت احتیاط در رد اخبار بدون مبرر لازم برای رد
4. وضعیت برزخ
5. مقایسه‌ای ظریف
روایات حب
6. روایات من بلغ