فقه العروة - اجتهاد، تقلید، مرجعیت و زعامت (1402-1403) - جلسه 1
عنوان کلی درس:فقه العروة الوثقی-محوریت عروة الوثقی لکن با خروج مکرر از متن.
عنوان فرعی: اجتهاد،تقلید،مرجعیت و زعامت
بحث اجتهاد و تقلید هم در اصول مطرح میشود و هم در فقه.عنوان مرسوم اجتهاد و تقلید است لکن به دلیلی که تدریجا روشن میشود ما عنوان را بسط دادیم و خلاصه آن این است که مرجعیت علمی الزاماً مرادف یا مساوق زعامت نیست(توضیح کوتاه)
اهمیت این بحث در همه دوران ها به ویژه در دوران معاصر که نقش تقلید و مرجعیت تضعیف شده است و اخلاق، دین و عرفان فارغ از شریعت مطرح شده،آشکار است.
در عروة الوثقی 72 مساله در این باب آمده است. این مسائل مطرح میشود و مباحثی مثل: زعامت و مرجعیت، اجتهاد شورایی،مرجعیت شورایی، مرجعیت عرصهای، وظیفه علما و نهادهای دینی در مثل تعیین مجتهد،تشخیص اعلم،اصل جایگاه تقلید و.... هم مطرح میشود.
نکاتی مربوط به روش کار و طرح سوال با شماره مجازی-کاری که باید فضلا انجام دهند-عروة الوثقی با 41 تعلیقه
مساله اول: یجب علی کل مکلف فی عباداته و معاملاته ان یکون مجتهدا او مقلدا او محتاطا.
این مساله با مساله 29 عروة دیده شود.(در عروه خیلی از مسائل باید در کنار هم دیده، مطالعه و بحث شود ما این کار را حتی الامکان انجام میدهیم مانند ما نحن و فیه.هر چند ممکن است گفتگوها را توزیع کنیم.
در این مساله سه محور باید بحث شود:
1. یجب: چه وجوبی است؟شرعی؟ عقلی؟ فطری؟ ارشادی؟ طریقی؟
2. فی عباداته و معاملاته که مفصلا بحث شده است
3. ان یکون... اگر قاطع باشد چی؟ اگر علم عرفی بود چی؟
فقه هنر (1400-1401) - جلسه 2
رابطه دو سوی بین قرآن و روایات در برخی از تعینات هنری و غیر آن
ادعا این است : گاه روایتی ذیل آیهای آیه را تفسیر می کند. در عین حال آن آیه همین روایت را تفسیر می کند.
چند مثال در اینباره
این نظریه هم نقدی است بر رفتار فقهی فقها، هم نشان دهنده ظرفیتی از قرآن و هم موثر در استنباط است.
طرح برخی از پرسش ها و پاسخ ها در اینباره
مقدمه اصول فقه (1400-1401) - جلسه 92
اختلاف در ماهیت اجتهاد از جهت بساطت و ترکّب؟
مقدمات مغفول اجتهاد:
1. مسائلی از فلسفه فقه
2. مسائلی که در اصول باید مطرح شود(در دفتر دوم و سوم)
3. علم به تاریخ و عرف و عادات زمان صدور نصوص
4. مطالعه نظام وار دین حتی مطالعه نصوص مبیّن غیر احکام ( استخراج کلان نظام یا کلان نظام ها و خرده نظام ها از این طرق)
5. فلسفه لغت افزون بر علوم عربیت 6. ...
عوامل دخیل در استنباط (این عوامل از مقدمات نیست البته عوامل به حق دخیل که بیشتر به مقدمات میماند) عوامل نابحق دخیل که با توجه و التفات قابل رفع است و عوامل نابحق دخیل که مغفول و قائم شده میماند.
1. تفسیر فهمنده نص و متکفل استنباط از نگاه قانون گذار به جهان، آخرت و انسان.
2. تعبد انگاری شریعت و عدم آن و حدود آن.
3. روی کرد اجتماعی و سیاسی داشتن و عدم آن
( نظیر رفتار مرحوم طبرسی با آیه ولاتلقوا بایدیکم و دیگران)