header

مقصد اول اصول فقه (1403-1404) - جلسه

درس اخلاق: الا اخبرکم بالفقیه حق الفقیه - من لم یرخص الناس فی معاصی الله... و لم یدع القرآن رغبة عنه الی ما سواه
جریان تمسک به قرآن و اخبار و مدیریت رابطه این دو و عقل از ظرائف امور است.
مدیریت با ملاحظه هر دو و البته اشراف بر تراث روایی به علاوه مجال دادن به عقل مفسِّر
تحقیق در مساله:
1. اختیار تحلیل سلیقه ای و دل بخواهی نیست. لزوم ملاحظه واقع و محیط عقلاء و... .
2. زمان اعتبار و معتبر می تواند متعدد باشد.

فقه العروة- اجتهاد، تقلید، مرجعیت و زعامت (1403-1404) - جلسه

نکته اخلاقی و معرفتی - الا اخبرکم بالفقیه حق الفقیه من لم یرخّص الناس فی معاصی الله و لم یقنطهم من رحمة الله...
اخبار بالمعنی الاعم و بالمعنی الاخص - قوت لایموت نام رساله میرزای قمی و سید یزدی الذریعة205/17
امانت دار بودن فقیه - کلام امیرالمومنین علیه السلام - کلام میرزای قمی - ممنوعیت احتیاط ناموجّه در: 1. فرآیند استنباط 2. بیان مستنبِط 3. اجرای مستنبط
الاقتراح متعلق به مسائل 48 و 58 و 69
تبصره نسبت به حکم حکومی و حکم مبتنی بر مصلحت

فقه العروة- اجتهاد، تقلید، مرجعیت و زعامت (1403-1404) - جلسه

درس اخلاق: و قالوا لن تمسنا النار الّا ایاما معدودة (آیات 80 الی 82 سوره بقره)
خودشیفتگی - خود برتربینی - خود حق پنداری - ناسیونالیسم در یک امت - در یک ملت (بُعد منفی ناسیونالیسم) - ناسیونالیسم فردی - تلازم دارد با تحقیر دیگران خود را گول زدن - امید واهی
منشأ ایدئولوژیک اگر پیدا کند بیشتر خطرناک می شود حالت روانی و روالی در حوزه شده است!
متن مقبوله این حنظله - کلام محقق خویی در ردّ سندی و دلالی مقبوله
ختم کلام: مفعول مطلق است یا مفعول به؟
احتمال مفعول مطلق بودن کافی است.
نقل اشتباه شیخ انصاری حدیث را که مفعول دوم یا حال از ضمیر باشد.
پس مقبوله به کنار - قاعده جلو می آید و قاعده همان است که محقق خویی می فرماید. به علاوه روایت معارض دارد.

مقصد اول اصول فقه (1403-1404) - جلسه

درس اخلاق: و لا تقف ما لیس لک به علم - ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا.
چرا جمعیتی با این جرأت پیدا می شود! فقط از ابلیس قدر قدرت بر می آید و بس.
بیان رأی مختار نسبت به اجزاء و عدم در اصول عملیه
1. لزوم ماهیت شناسی احکام ظاهری و امر رایج در میان عقلاء
2. ترکیز بر لسان ادله مبیّن اصول عملیه
شارع اعتباراتی را اعتبار کرده است که مکلف گاه به آن ها راه پیدا می کند و گاه راه پیدا نمی کند.
برای رفع تحیر اصولی را برای شاک جعل می کند اصول عملیه عذریه لا کشفیه طریقیه علمیه بنابراین اجزاء بیان زائد می خواهد.
اصل - ارتکاز و... موافق عدم اجزاء