فقه العروة- اجتهاد، تقلید، مرجعیت و زعامت (1403-1404) - جلسه
اقتراح نسبت به مساله 26: ادا قلّد من یقول بعدم صحة التقلید بقاء عن المیت فمات ... له ان یبقی علی تقلید الاول الّا فی مسالة عدم صحة التقلید بقاء
مساله 27: لزوم علم تفصیلی به اجزای عبادات کفایت علم اجمالی در حکم به صحت - لزوم علم تفصیلی بمسائل الشک و السهو - کفایة البناء علی احد الطرفین در فرض عدم علم در اثنای عمل - عدم وجوب اعاده با مصادفه عمل للواقع.
مساله 28 و 49:
بقاء بر تقلید را قبول نداریم - وجه لزوم رجوع به حیّ پیش آمد دور در مساله است. حدود تقلید را از خود شخص نمی توان گرفت.
فقه العروة- اجتهاد، تقلید، مرجعیت و زعامت (1403-1404) - جلسه
ادامه تتبع و رصد تعلیقه ها در مساله 24
در اکثر شروط مفقودخ بقا جایز نیست و در حیات جایز است.
اقول: این تعلیقه مراد سید نیز هست و توضیحی است.
محقق سبزواری: علی المشهور. فقد شرط نسبت به حیات، ایمان، عدالت و اجتهاد
نسبت به حیات گذشت بقیه نیز ادله بقا در زوال حیات جاری است. پس مقتضی بقا موجود است فقط میماند:
1. تسالم اصحاب که ممنوع است
2. قطع به عدم رضای معصوم علیه السلام خصوصا در زعامت کبری
عرف شروط را حدوثا و بقا میداند.
تعلیقه محقق حکیم و محقق خویی
تحقیق در مساله و مایرتبط بها
فقه العروة- اجتهاد، تقلید، مرجعیت و زعامت (1403-1404) - جلسه
درس اخلاق - حدیث امام رضا علیه السلام: لاتدعوا العمل الصالح ... و لاتدعوا حبّ آل محمد صلی الله علیه آله...
کلام استاد اخلاق: وضعیت مردم تابعی از وضعیت ما روحانیون با یک پله عقب تر
اقتراح نسبت به مساله 23 و نکات آن
مساله 24: ادا عرض للمجتهد ما یوجب فقده للشرائط ...
توضیح و تعالیق؛
1. احتیاط برخی نسبت به مواردی از شرائط
2. تمامیت نسبت به ما هو شرط حدوثاً و بقاءً
فقه العروة- اجتهاد، تقلید، مرجعیت و زعامت (1403-1404) - جلسه
جمع روایات ما را از افراط و تفریط میرهاند - نباید به سهولت فقط فکر کرد چنان که نباید راه را بست - جالب این که اقتضای ادله شرعی بدون سوبسید نیز همین است - نباید از ادراک عقل و فهم عرف و عقلا فاصله گرفت - نقد اطلاق گیری محقق خویی
نکته ای راجع به مروت و اعتبار اجتناب از منافیات مروت در تحقق عدالت - ظاهراً به عناوین ثانوی محرم توجه نشده است.
جمع بین روایات به تفسیر روایات در یک نظام است و لو متوافقین باشند - اشاره به برخی روایات باب
برخی باب ها ممکن است دلیل خاص داشته باشد شاید مورد امام جماعت چنین باشد.
سرائر ابن ادریس حلی ج 3 ص 570 روایت علی بن ابی راشد