header

مقدمه اصول فقه (1401-1402) - جلسه 35

مقدمه اصول فقه (1401-1402)

کلام محقق حائری جهت اثبات کون الکل عاماً:
1. برخی مفاهیم نحوه وجودش در خارج؛ تبعی، بالغیر و لابنفسه است.
2. این مفاهیم گاه در ذهن مستقل تصور می‌شود مثل تصور ضرب بدون هیچ اضافه‌ای و گاه مثل وجودش در خارج تصور می‌شود.
3. ولی در هر دو حالِ از تصور، کلی و قید وجود ذهنی آن ملغی است و حقیقت آن در هر دو حال یکی است، هر چند تصورش بنا بر فرض دوم، متوقف بر وجود مفهوم دیگر در ذهن است.
4. این توقف و مفهوم دیگر جزیی از متصوّر نیست.
5. مثلا حقیقت ابتدا سه وجود دارد:
الف: وجود نفس الامری واقعی در خارج ب: وجود ذهنی مستقل ج: وجود ذهنی به نحو وجود خارجی.
و چنان که وجود به نحو دوم آن را جزیی و خاص نمی‌کند بلکه با تعریه از وجود ذهنی کلی است، کذلک وجود به نحو سوم.
6. این مفهوم به لحاظ اول از دو لحاظ اخیر برای "الابتدا" است و به لحاظ اخیر برای "من" ولی همه کلی است.
کلام محقق نایینی:
1. حاجت معنای حرفی بع غیر مثل ایجادی بودنش منافات با کلی بودن آن ندارد.
2. بین هر آن چه با "من" ایجاد می‌شود هیچ اختلافی نیست در حالی که بین آن چه با "من" ایجاد می‌شود غیر از آن است که با "الی" ایجاد می‌شود؛ در حالی که اگر معنی جزیی بود می‌بایست در هر استعمال "من" آن چه ایجاد می‌شود غیر از آن باشد که با استعمال دیگر ایجاد می‌شود؛ مانند غیریت زید و عمرو
3. "من" موضوعة للقدر الجامع بین موارد آن و لا نعنی بکلیة معنای حرفی مگر همین معنا.

مقدمه اصول فقه (1401-1402) - جلسه 34

مقدمه اصول فقه (1401-1402)

سه نظر در وضع حروف: هر سه عام- وضع و موضوع له عام و مستعمل فیه خاص- وضع عام بقیه خاص
برخی گویند: حروف به ازای چیزی وضع نشده تا موضوع له آن عام یا خاص باشد.
1. بیان کون الکل عاماً از محقق خراسانی گذشت. نقد آن در ترادف انگاری معنای اسمی و حرفی هم گذشت.
بیان محقق حائری و نایینی در مساله.
محقق حائری: برخی مفاهیم نحوه وجودش در خارج تبعی و بالغیر است. این مفاهیم در ذهن گاه مستقل تصور می‌شود مثل مفهوم ضرب بدون هیچ بسته‌ای و گاه غیر مستقل مثل خارج.
در لحاظ اول و دوم هر دو کلی است.در واقع قید در ذهن بودن ملغی است؛ البته در لحاظ دوم باید عناصر دیگری هم تصور شود.
مثلا حقیقت ابتداء سه نحوه وجود دارد: نفس الامری - ذهنی مستقل - ذهنی به نحو نفس الامری

مقدمه اصول فقه (1401-1402) - جلسه 33

مقدمه اصول فقه (1401-1402)

سه تفسیر از حدیث:1. ان الحرف ما اوجد فی لفظ غیره معنی من المعانی 2. ان الحرف ما اوجد فی کلام غیره معنی من المعانی 3. الحرف ما اوجد معنی غیر مستقل و لا فی نفسه بل فی غیره. یعنی متقوماً بالطرفین او الاطراف
آن چه ما بیان کردیم با همه این وجوه و تفاسیر می‌سازد مثلا: 1. گفتیم مثل فی دلالت بر ظرفیت در زید و دار ایجاد می‌کند به التزام و هذا ینطبق علی اول الوجوه.
2. دلالتش به نحو تعیّن و تشخص متوقف بر وقوع در جمله است و هذا ینطبق بر وجه دوم.
3. معنای حرف لا فی نفسه است. و هذا ینطبق بر وجه سوم. سلوک محقق نایینی با حدیث و نقد آن.
وی می‌فرماید: روایت به 2 وجه نقل شده است: 1. ما اوجد معنی فی غیره 2. ما انبأ عن معنی ولی دومی اشتباه است ... در حالی که چنین نیست.
مذاهب سه گانه در وضع و موضوع له و مستعمل فیه در حروف.

مقدمه اصول فقه (1401-1402) - جلسه 32

مقدمه اصول فقه (1401-1402)

پاسخ به سوالات - الصاق بودن باء در کتبت مستعیناً بالقلم
روایت ابوالاسود دئلی از امام علی علیه السلام.
سه تعبیر از امام علیه السلام در مورد معنای حروف:
1. حرف جاء لمعنی 2. ما اوجد معنی فی غیره 3. ما انبأ عن معنی لیس باسم و لا فعل
آیا این سه تعبیر از یک مفاد است یا بیش از یک مفاد را می‌رساند؟
توضیح بیان اما علیه السلام:
1. فی غیره متعلق به اوجد یا وصف معنی و ضمیر در آن عائد به ما و مراد از غیر لفظ است.
2. همان مفروضات و مراد از غیر هیأت کلامیه است.
3. فی غیره متعلق به مقدر وصف معنی و ضمیر غیره عائد به معنی است یعنی ما اوجد معنی غیر مستقل.