مقصد اول اصول فقه (1403-1404) - جلسه 64
نقد وجه ششم (فهم عقلاء و عرف) بیان کافی ندارد با توجه به طریقیت.
بیان محقق بروجردی نیز عقیم است و ناسازگار با هم مثل...
صورت الحکم با توسعه واقع نمی سازد. هر کجا توسعه است مطابق توسعه و هر کجا ترخیص است ترخیص و الّا عدم الاجزاء محقق می شود.
طرح برخی شبهات مانند: سهولت و سمحه بودن شریعت با حنیفیه - توصیه به اعتدال در این باره - سهولت در تبلیغ - در بیان شریعت - در جعل احکام
مقدمه اصول فقه (1402-1403) - جلسه 64
5.9.6- در عدم اعتبار قیام مبدأ به ذات حقیقةً و کفایت مجاز در اسناد - هدف از این امر اصلاح حال مجاز در اسناد مثل المیزاب الجاری است.
ادعای محقق خراسانی در خلط بین مجاز در کلمه با مجاز در اسناد از صاحب فصول
مسائل باقی مانده:
1. تفاوت بین اطلاق مشتق و ما یؤدی مفاده من غیره
توضیح وصف بسیط اشتقاقی مثل کافر،مشرک و شاکر با ذکر هیأت و جمله یا شبه جمله.
مقدمه اصول فقه (1401-1402) - جلسه 64
نقد تصویر جامع شیخ انصاری - مرکب تام نیز مراتب دارد و مشکک است فما الجامع بین کل ذلک؟ - وجهی برای انحصار جامع در مرکب تام نیست. نقد تصویر محقق بروجردی از جامع که خلاف ارتکاز و ادله شرعیه است.
عدم بقای تصویر برای جامع بنا بر صحیحی شدن.
جامع بنا بر قول اعم: 1. جامع عبارت است از جمله ای از ارکان در نماز و زائد بر آن در مامور به معتبر است لکن در مسمّا معتبر نیست.
2. جامع معظم اجزاء است که نام عبادت دائر مدار آن است.
3. وضع اسامی عبادات (و معاملات) مثل وضع اعلام است که شامل همه حالات میشود.
4. موضوع له صحیح تام واجد همه اجزا و شرائط بوده سپس توسعه در استعمال پیدا کرده است. نظیر معاجین و ادویه.
5. مثا مقادیر و اوزان باشد.
خارج اصول فقه- دور دوم (1400-1401) - جلسه 64
شبهه: سخت بودن امر بر تنقیح مناط زیرا 4 اطمینان لازم داریم که معمولا حاصل نمیشود بدین قرار: 1.اطمینان به ملاک در اصل 2.انحصار ملاک 3.وجود ملاک در فرع 4.نبود مانع
جواب: تنقیح مناط آسان نیست اما نباید راه آن را بست و اطمینان های ذکر شده در مواردی نه چندان کم حاصل میشود مضافا اینکه فهم موسّع از نص غیر از تنقیح مناط است و کار در آن پدیده آسان تر است.
لزوم تناسب و تقارب در گزینه هایی مثل واجب تخییری و دیه و حدّ محارب به دلیل حکمت حاکم بر تشریع است.
البته تناسب در تعبدیات لازم نیست. نباید شرعی را مقابل عقلی و بالعکس قرار داد بلکه باید نقلی (به معنای عام که شامل مثل اجماع و سیره نیز میشود) را مقابل عقلی و بالعکس قرار داد.
رجوع الحیثیات التعلیلیة فی الاحکام العقلیة الی التقییدیة دونها فی الاحکام غیر العقلیة.